دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب ؟
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
نمی دونم دیشب شب فرخنده ای بوده یا نه !
اما یه چیزی رو مطمئنم ! و اون هم اینه که
سحرش قطعا سحر مبارکی بوده
درست در سحرگاه بود که وبلاگ " گفتمان ما " متولد شد
و از اون شیرین تر اینکه
دوست خوبم دوست دانا اندیشه ورز و پارسای من :
یکتای عزیز
مژده دادند که من افتخار همکاری با ایشون رو پیدا کرده م
زهی سعادت
از ایشون سپاسگزارم
...............................................
وبلاگ " گفتمان ما " محفلی دوستانه س برای گفتگوی ما
و شما در باره ی موضوعات مختلف .
موضوعاتی که ممکنه در جامعه گفتمان غالب روز نباشند
اما
مهم ! و قابل تامل ! هستند
موضوعاتی که میتونه از سوی هر کدوم از شما دوستان
عزیز پیشنهاد بشه
ما با هم بحث و گفتگو میکنیم
بحث هایی در بستر جاری زندگیمون ! و نه در خلاء !
گفتگویی که امیدواریم سودمند ! و به دور از تکرار حرفهای
کلیشه ای و غیر ملموس باشه !
و این محقق نمیشه مگر با همدلی و همراهی فعال شما
که موجب میشه ما رو از افکار عمیق و نگاه ژرفتون
بهره مند کنید و با درج نظرات ارزشمند شما با نام شما
در وبلاگ ( گفتمان ما ) سایر خوانندگان هم با شما
آشنا و وارد بحث خواهند شد
و ما همپای همت شما خواهیم ماند
انشاءالله
.............................
آرزو می کنم خداوند به من این ظرفیت رو بده که با
بهره گیری از بحث ها و نظرات موشکافانه ی همه ی
شما دوستان بزرگوار
بیشتر بدونم تا بتونم بهتر زندگی کنم
...............
با یک دل ! امید به
یاری حضرت پروردگاری
.......
پس :
بسم الله الرحمن الرحیم