تبليغاتX
گفتمان ما

يا ستار العيوب

ياران همراه سلام

پيشاپيش عيد ولايت را به محضر ولي عصر اروحنا له الفداه و شما شيعيان و عاشقان حضرت تبريك و تهنيت عرض ميكنيم و از همه شما عزيزان التماس دعا داريم.

...

ايراني مفتخر به فرهنگ و تمدن كهني ست كه به حفظ حرمتها و رعايت حريم ها تاكيد دارد و موحد مومن به خدايي ست كه ستار العيوب است

يك ايراني موحد بايد چگونه باشد؟

من و تويي كه مسلمانيم و مدعي دوستي و پيروي از چهارده اختر تابناك آسمان هستي، چگونه ايم؟

...

حالا يكي بگه ارتباط تصوير با متن چيه؟؟؟ 

تعريف تون از حريم شخصي چيه؟

اگه كسي قصد سرك كشيدن به حريم شخصي شما رو داشته باشه چه برخوردي باهاش ميكنيد؟

خودتون چقدر به حريم شخصي ديگران احترام ميذاريد؟ تا چه حد ميتونيد با حس كنجكاوي(بعضا فضولي)تون مقابله كنيد؟

خلاصهههه هر چه ميخواهد دل تنگتون بگيد...

 

نويسنده: مریم**

چهارشنبه 13 دي1385 ساعت: 3:14

خب دوما باید بگم که والا از رو کنجکاوی همه سوال میپرسن!اما ما ملتی بسیار کنجکاویم . نمیدونم چرا !؟ ولی شاید یه علته فضولیه بیجای ما این باشه که بیکاریم!
بقیش باشه بعدا

وب سايت

 

نويسنده: نازنین

چهارشنبه 13 دي1385 ساعت: 14:17

سلام :
منم تبریک می گویم .

حریم شخصی : من زیاد فضول نیستم و به کسی کاری ندارم و سرم تو زندگی خودم هست اما دیگران و اطرافیانم که تبریزی هستند خیلی کنجکاوند و همش در پی فضولی و دو به هم زنی هستند .
یک مثال ساده //تازه عروس ( زن پسر خواهر شوهرم ) وقتی به خانه پدر شوهرم آمد /پدر شوهر خودش و پدر شوهر همسرم را بوسید .
همسرم رو به خانم هایی که در آن جا بودند کرد و گفت : پس من چی ؟ مگه محرم نمی شوم //
بعد یکی از زنان ترک بدجنس گفت : شما محرم می شوید باید شما را هم بوس می کرد
من شدم این شکلی

چشم دیدن من را ندارند // از هر فرصتی برای دو به هم زنی استفاده می کنند //
سکوت کردم مثل همیشه
اما در خانه گفتم // کجای دنیا زن پسر خواهر شما به شما محرم می شود ؟!
و گفتم : عزیزم شما حق نداری زن غریبه ای را ببوسی

------------
یک خرابکاری هم کردم //
در عروسی همسرم با عروس می رقصید // و یکی از آشنایان با دوربین فیلمبرداری فیلم می گرفت ( همین خانم ترک که بالا به همسرم گفت محرم هستی )
بعد من حس حسودی ام گل کرد و رفتم جلو و با عروس رقصیدم //
در واقع در فیلم خیلی واضح است
شوهرم را دوست دارم //
بعد این خانم فیلم را گذاشت و همه روی افراد زوم کردند و شروع به مسخره کردن ، کردند ناگهان به آن صحنه رسید
همسرم را صدا کردند که بدو بیا اینجا را ببین
خوشبختانه او داشت با تلفن صحبت می کرد //

بدجنس ها می خواستند عمدا " آن صحنه را نشان بدهند تا همسرم رو به من کند و بگوید که تو چرا مزاحم رقص ما شدی!!!!!
اینم از ترک ها // یکتا اگر زن ترک شوی من می دونم با تو
آنها آدم های عقده ای و حسودی هستند .. یک مرد ترک خوب هم پیدا نمی شه
در ضمن به سختی با فارس کنار میایند //
شاد باشی عزیزم

 

نويسنده: رضا

چهارشنبه 13 دي1385 ساعت: 21:47

سلام
حریم شخصی همونجور که از اسمش معلومه یعنی یه جایگاهیه که دیگران باید بهش احترام بذارن حالا میتونه هر چیزی باشه مهم اینه که کسی حق نداره تو این حریم شخصی تجسس داشته باشه . والا اگه کسی به حریم شخصی من سرک بکشه خوب اول به زبون خوش بهش میگم اگه نفهمید که دیگه باید فیزیکی برخورد کرد ولی به هیچ وجه مقابله به مثل نمیکنم . همونطور که دوست ندارم کسی به حریمم تجاوز کنه منم اینکار رو نمیکنم . فضولیم هم در این حد که از خود طرف مقابلم می پرسم نه اینکه بی اطلاعش قصد سرک کشیدن داشته باشم . موفق باشید . دوباره میام نظرای بقیه دوستان رو میخونم .
یا علی

 

نويسنده: مجتبی MSK

پنجشنبه 14 دي1385 ساعت: 22:54

» بسم الله الرئوف الرحیم
» الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایتک یا امیرالمومنین عــلـی علیه السلام
....
با سلام و تبریک بمناسبت فرا رسیدن عید سعید غدیر خم حضور همه شیعیان جهان بخصوص سادات محفلمون...جا داره از مدیران توانا و تلاشگر این مجموعه و همه همراهان «گفتمان» یک دنــیــــا سپاسگزاری کنم. ساسان نازنینم خدمت شما هم عرض سلام و ادب و احترام دارم.
....
من فکر میکنم دوستانی که کامنت گذشتمو (چهارشنبه 17 آبان- پست پارتی) خونده بودن ، به مقصود من در این رابطه پی بردن برای همین از پرگویی صرف نظر میکنم. فقط شیوع خبر و خطری وحشتناک -در جامعه- بهانه ای شد حول آن محور بیشتر بنویسم اما در نهایت هدف یکی بود.
....
تنها بنابر اهمیت موضوع مطروحه این جمله را نیز به گفته های سابق ضمیمه میکنم که حضرت آیت الله العظمی بهجت دامت برکاته در جمع شیفتگان حضرت حق فرمود: « آنچه را می دانید زیر پا نگذارید ، این تمام عرفان است. » فکر کردن به این جمله فوق العاده برایم لذتبخش است...
....

پست الکترونيک

 

نويسنده: رضا

دوشنبه 18 دي1385 ساعت: 5:0

سلام
عیدتون مبارک
همیشه سرک کشیدن به حریم شخصیه دیگرونه که باعث می شه راز ی تو دلا نمونه
.........؟
خوش باشین زیر سایه اقا مرتضی علی

وب سايت

 

نويسنده: مریم**

سه شنبه 24 بهمن1385 ساعت: 0:28

حریم!
حریم یکیو نگه داشتن یعنی حرمت قائل بشی برای هر چی که اون میخواد!
حریم یکیو شکستن یعنی زیر پا بذاری هر چی که اون طرف میخواد!

 

نويسنده: مریم**

چهارشنبه 25 بهمن1385 ساعت: 5:51

یکتای عزیز
در رابطه با "حریم" تو قسمت "نظرات" وبلاگ :
www.topphoto.blogsky.com

یه چیزایی نوشتم ببین چطوره.

 

دوستان عزيزم سلام

اميدوارم در سايه عنايات حضرت حق سلامت و پيروز باشيد

متاسفانه به دلايل مختلف تا امروز امكان درج نظرات و پرداختن به اين پست نبود و همينطور كه ملاحظه ميكنيد بازهم به دلايلي بخش نظرات رو كپي كردم كه از اين بابت عذرميخوام...

ممنونم كه مثل هميشه يار و همراه گفتمان ما بوديد

انشاالله در آينده نزديك تغييرات اساسي در وبلاگ ايجاد ميشه....

تا بزودي...

ياحق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 16:56  توسط یکتا  | 

سلام(احوال پرسي را بگذاريد براي بعد فعلا بدليل آغاز امتحانات و كتب و جزواتي كه روي هم تلنبار شده اند دل و دماغ نداريم كه هيچ كمي تا قسمتي پاچه....-غير از خواري- هم شده ايم، بخوانيد متن را... لطفا)

 

اضطراب چيست؟

درست است كه درس نميخوانيد اما دليل نميشود كه اين قدر بهره هوشيتان كم باشد كه ندانيد اضطراب چيست؟ پس ما به شعور قشر فرهيخته جامعه(!) احترام ميگذاريم، جسارت نميكنيم و اطمينان داريم كه تعريفش را خودتان از هر روانشناس، روانپزشك، متخصص اعصاب، قصاب، بقال، بنا، بزاز و ... بهتر ميدانيد.

 

علائم اضطراب

اين علائم در آدمهاي مختلف به روشهاي مختلف تري بروز ميكند از تپش قلب(اين شكلي نه) و پريدن رنگ چهره و لكنت زبان بگيريد تا سرخ شدن گونه ها، بي خوابي(در بعضي هم- مثل بنده- پر خوابي) بدخلقي و پرخاشگري.

 

شيوع اضطراب

ميگويند با زياد شدن سن و افزايش پايه تحصيلي اضطراب نيز افزايش مي يابد(ولي بنده شخصا نميدانم چرا هر چه به سنم افزوده ميشود غلظت سيب زميني خونم نيز افزايش مي يابد و شبهاي امتحان خواب آسوده تري را دارا ميباشم!!) همچنين معمولا دخترها بيشتر از پسرها تسليم اضطراب ميشوند(به همين دليل هم عين آدم، درس خوانده، دانشگاهها را پر ميكنند) پسرها نيز معمولا به انكار و يا تحريف واقعيت مي پردازند كه نتيجه اش ميشود آنكه تنها عناصر ذكور قابل رويت در محافل علمي همان نگهبان و آبدارچي و باغبان محترم و مهربان دانشكده باشند

 

همه اينها را گفتم تا به شمايي كه اين روزها عطر تازگي كتابها و بوي جوهر تازه ي جزوه هاي كپي گرفته مشامتان را آزرده و آسايشتان را سلب نموده چند راهكار جهت آسودگي خيال(اشتباه نكنيد!! سيب زميني مدنظر نيست) بپيشنهادم:

 

شب امتحان چگونه درس بخوانيم؟

اگر بخواهيد واقعا شب امتحان خوبي را پشت سر بگذاريد بايد حتما شب امتحان ويژه اي داشته باشيد. پس: سطح توقع خود را كاهش دهيد.

از آنجا كه عطر خوش تازگي بيش از حد كتابها تداعي كننده استرس فراوان است(خصوصا اگه از 400 صفحه فقط 2 صفحه را از نظر گذرانده باشيد-من بيچاره-)بايد بخاطر داشته باشيد كه نوشداروي پس از مرگ سهراب فايده اي ندارد هيچ كه ضرر هم دارد بنابريان از فكر كردن به نمرات ايده آل جدا خودداري فرمائيد لذا شايد لازم نباشد تمامي فصول كتاب را مطالعه كنيد و بهتر است برخي فصلهاي كم ارزش تر را خودتان حذف فرمائيد

چرا كه دو سوم كتاب را خوب يادگرفتن بهتر از يادگيري سطحي تمام فصول است.

 

ايجاد علاقه شديد به همه دروس

ببينيد! بالا برويد پائين بياييد بايد همه واحدهاي خود را در طول دوره تحصيلي بگذرانيد.

پس چه بهتر است كه حداقل با تلقين مثبت اينكه چقدر شما به رياضي، فيزيك، آمار، شبكه و... علاقه داريد اين فرآيند را با احساس خوشايندي پشت سربگذاريد چرا كه هم عذاب نميكشيد و هم براي تهذيب نفس موثر است!

 

كلي پيشنهاد ديگر از قبيل:

شوخي كردن با كتاب هنگام درس خواندن

مقابله با وضعيت ناتمام

تن آرامي

كسب اطلاعات اوليه

خلاق باشيد(لااقل همين يك شب)

روش ايجاد سوال

تمركز

توكل

و..

هم داشتم و دارم كه حين نوشتن به ياد يكي از نكات ايمني شب امتحاني افتادم:

يك شب امتحاني از خير وبلاگ بروز كردن بگذريد(حتي اگر مثل من فقط شب هاي امتحان بروز مي كنيد)

 

شب امتحان هم با همه خوشي و ناخوشي هايش ميگذرد

روز امتحان چگونه باشيم؟

مهمترين سوالي كه ذهن را مشغول ميكند اين است كه: "روز امتحان چه بپوشيم؟"

مطمئن باشيد همين دو ساعتي را كه شما سر جلسه امتحان مي گذرانيد هيچ آشنا و فاميلي را ملاقات نخواهيد كرد. پس لااقل روز امتحان بي خيال تيپ زدن و لباس پلو خوري پوشيدن و زبانم لال زبانم لال خدايي ناكرده آرايش كردن باشيد. چرا كه اولا وقتتان را ميگيرد. ثانيا به جاي اينكه قبل امتحان دو تا سوال بيشتر از دوستتان بپرسيد وقتتان به پز دادن و پرسيدن قيمت مانتو و آدرس آرايشگاه ميگذرد. همچنين وقتي لباس تنگ پوشيده باشيد خودتان روي صندلي امتحان راحت نيستيد جداي از اينها همه اش نگران اين ميشويد كه نكند گوشه لباستان با صندلي قراضه دانشگاه نخ كش بشود. از آن طرف هم لباسهايتان را عمدا ژوليده انتخاب نكنيد كه روز امتحان با متلك ها و نگاههاي مسخره ساير دانشجويان دچار ياس فلسفي نشويد و امتحانتان خراب نشود.

 

اميدواريم كه امتحانتان را مثل بچه آدم و با سلامت كامل و موفقيت پشت سر بگذاريد

براي اين حقير سراپا تقصير هم دعا بفرماييد(صورتحساب را e-Mail بزنيد)

حیوانات اهلی را هم نیازارید

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 16:36  توسط یکتا  |