به نام خدا
دوستان خوبم !
بعد از مدتها ... دوباره سلام
روزی که گفتمان ما متولد شد قرارمون این بود که تبدیل بشه به یه محفل دوستانه که همه کنار هم بشینیم و در مورد موضوعات مختلف صمیمانه صحبت کنیم و نظرات و تحلیل ها و افکارمون رو صریح و صادقانه با همدیگه در میون بذاریم .
خوشبختانه این جمع صمیمی خیلی زود شکل گرفت و حقیقتا شما دوستان خوبم همدل و با صفا توی بحثها شرکت کردید و خیلی چیز ها رو به من یاد دادید و من بابت همه ی اینا از تک تک شما ممنونم .
طرح و تحلیل و بحث راجع به یه سوژه ی مناسب میتونه چه بسا در تصمیمات بعدی ما در زندگی تاثیر گذار باشه و یا حد اقل نگاه ما رو به اون موضوع تکمیل و حتی تصحیح کنه .
ما همواره سعیمون بر این بوده که موضوعاتی رو اینجا مطرح کنیم که صرفا مباحث تئوریک نباشن ! مبتلابه جامعه باشن و اندیشیدن و بحث در مورد اونها فواید ملموس و حتی الامکان عملی برامون داشته باشه و به قول معروف به درد دنیا و آخرتمون بخوره !
اما !
توی این محفل دوستانه مون یه نکته کم کم داره خودشو تحمیل میکنه !
یه نکته که به نظر من یه نقطه ضعفه !
و این نقطه ضعف چیزی نیست جز اینکه :
موضوعات مطرح شده در بحثها ( تقریبا ) همگی محدود شده به سوژه های پیشنهادی نویسندگان وبلاگ .
بدون تردید با چنین روندی دایره ی مباحث محدود میشه و از طرف دیگه جمع ما از برکات طرح مباحث فکری و اشتغالات ذهنی ( فردی ) با ارزش تک تک شما عزیزان محروم میمونه ! و این درست نقطه ی مقابل هدف ما بوده و هست .
اگرچه از همون روز تولد گفتمان ما از احتمال بروز این نکته غافل نبودیم ولی اصلا گمون نمی کردم واقعا رخ بده . توجه به همین احتمال بود که راه جلوگیریش رو همون روز اول پیش بینی کردیم و پیشنهاد دادن موضوعات از سوی شما رو مطرح کردیم اما ( جسارتا باید عرض کنم که ) دوستان بزرگوار در این مورد خاص کم لطفی کردن .
اگه یه نگاه به ستون معرفی وبلاگ بندازین ملاحظه میکنید که از همون روز اول بنای کار گفتمان ما بر این بوده که سوژه ها و موضوعات پیشنهادی شما ! مورد بحث قرار بگیره .
اجازه میخوام یه بار دیگه این درخواست و به تعبیری فراخوان ( مهجور مونده ) رو تکرار کنم و از یکایک شما دوستان فکور و عزیزم که صاحبان حقیقی گفتمان ما هستین استدعا کنم
موضوعات پیشنهادی خودتون رو برای طرح و بحث در وبلاگ اعلام کنید .
با سپاس
منتظر پیامهای شما خوبان هستیم
دوست خوبم : بزرگمهر
درود.
جامعه ما مشکل باری بحث شدن زیاد داره.
من پیشنهاد می کنم در مورد حفظ آبرو صحبت کنیم.
این روز ها همه جا پر شده ازخاکستر آبروی بازیگری که بر باد رفت. این نشانه ی سقوط یک جامعه است.
دوست خوبم : مریم
در مورد عیبها و مشکلات جامعه...در مورد کم دونستن مردم...در مورد مشغول بودن ما به عیب دیگران...در مورد اینکه!! کشورمون با اینکه کشور ثروتمندیه چرا مردممون راحت زندگی نمیکنن.در مورد مدیریتهای بد...
دوست خوبم : مریم
چندتا موضوع دیگه:
چرا به قانون عمل نمیکنیم؟
چرا تجمل گرایی ؟
چرا تضاد طبقاتی در جامعه وجود داره و راههای تعدیل اون چیه؟
گفتمان ما خیلی دیر کاراش پیش میره...چندتا پیشنهاد دارم...با رضا و یکتا و اقا ساسان باید در میان بذارم...گفتمان ما یه فکر قشنگه که اگه کمک کنیم خوب به کارش ادامه بده خیلی عالیه. البته یه مدیریت اگاهم میخواد که داره ...
دوست عزیزم ! مریم خانم!
از اینکه باز هم مثل همیشه همراه و یاور دوستانت هستی ازت ممنونم . موضوعات جالب و متنوعی رو مطرح کردی که هر کدوم میتونه مبنای بحث گسترده و مفیدی قرار بگیره ...
من مشتاقانه !!! برای شنیدن پیشنهادهای تو دوست خوب و همدلم و همه ی دوستان عزیزم انتظار می کشم . امیدوارم زودتر این پیشنهاد ها رو دریافت کنم و بتونیم با همدیگه گفتمان رو شاداب تر و سودمند تر از همیشه بسازیم ... (( ساسان ))
از حضور و همراهی دوستان خوبم : دختر مشرقی و رضا هم سپاسگزارم . امیدوارم در کامنتهای بعدیتون با نظرات و پیشنهاد های ارزشمندتون دوستانتون رو بیشتر یاری کنید . (( ساسان ))
دوست خوبم : مریم
اقا ساسان... تا حالا هم موضوعات خوب بودن.شما کمبود موضوع ندارین .قبلا هم خوب پیش میرفتین . اما بازم میگم متاسفانه تنها راه اینکه اینجا بیشتر بیان و نظر بدن اینه که مثلا یکتا میره وبلاگی مطلبی میخونه اسم گفتمان ما رو بنویسه پای نظرش.تا بقیه هم بیان.
بازم میگم گفتمان ما فکر جالبیه.این فکر(گفتمان ما) رو دست کم نگیرین! اگه بچها بیان نظر بدن و رو مسائل فکر کنن خیلی عالیه.
یکتا که بانیه اینجا بوده چرا هر جا میره اسم اینجا رو نمینویسه؟عجیبه!
اگر فکر میکنین این نوشتهای منو بهتره پاک کنین من حرفی ندارما.فقط روش فکر کنین.
اینجا به چه منظوری راه افتاده؟
من به یکتا هم این پیشنهادو گفتم. که اینکارو انجام بده/نمیدونم چرا امروزو فردا میکنه/شاید سرش شلوغه نمیدونم.اما فقط کافیه هر جا میره اسم این وبلاگم بنویسه.
البته بازم میگم شاید من زیادی دارم نظر میدم.
ولی
اینجا رو دست کم نگیرین...حتی میتونین از بعضی هم تو زمینه تخصصشون کمک بگیرین بیان بحثها رو هدایت کنن.این حرف من بود.خودتون میدونید دیگه اگرم بخواین من مسنجر میام.امیدوارم رو حرفام فکر کنین.
موفق باشین.
دوست عزیزم ! مریم خانم !
واقعا از ت متشکرم . بدون شک معرفی گفتمان ما به دیگران خیلی با ارزش و مفیده و باعث میشه افکار و آراء متنوع تری اینجا مطرح بشن و به ما این امکان رو میده که از زوایای متفاوت تری به موضوعات نگاه کنیم و از همه مهمتر اینکه نتیجه ی بحثها دقیق تر و پخته تر و سودمند تر میشه .
خود من سعی می کنم انشاء الله در آینده نسبت به معرفی گفتمان ما و دعوت از سایر وبلاگ نویسان و وبلاگ خوانها بیشتر تلاش کنم . امیدوارم تو دوست عزیزم و سایر دوستان که گنجینه ها و یاران و همراهان گفتمان ما هستین هم در این مورد از همراهی صمیمانه دریغ نکنید . یادمون باشه این وبلاگ متعلق به همه ی ماست ! ((ساسان ))
یا حق
دوستان عزيزم
با يه دنيا سپاس ... سلام
اميدوارم سلامت و شادكام و پيروز باشيد
اينجوري نگام نكنيد باور كنيد خيلي شرمنده م ببينيد چه عرقي نشسته رو پيشونيم
ميدونم ميدونم دير اومدم خيلي هم دير اومدم اما با انرژي و نشاط اومدم تا با كمك شما(كه يه قولايي داديد و بايد بديد) يه شروع نو داشته باشيم و گفتمانو دوباره راه بندازيم
از همكار بزرگوارم آقا ساسان يه دنيا ممنونم كه لطف كردن و با قلم زيبا و نگاه دقيقشون نكاتي رو يادآور شدن كه براي شخص من واقعا مفيد بود و باعث تحولات فكري زيادي شد
از مريم عزيزم كه اينطور دقيق پيگير اموره بي نهايت ممنونم
از آقا رضا كه هر روز به گفتمان سر ميزنه و با يادآوري نكاتي كه شايد ميخواستم فراموششون كنم كمكم كرد بي نهايت ممنونم(رو حرفتون: "... حالا هم شما همکاری کنید یه سری بیاید با هم صحبت کنیم که هر کس مسئولیتش رو بدونه خودم اینجا رو شلوغ میکنم....." حساب ميكنم)
همينطور از بزرگمهر عزيز و دختر مشرقي خوبم يه دنيا ممنونم كه همراه گفتمانن
دلم براي بقيه دوستان كه روزگاري همراه مون بودن تنگ شده... آقا مجتبي جاتون حسابي خاليه
موضوعات پيشنهادي خيلي خيلي عالين و حسابي جاي بحث دارن البته بايد بگم كه پيش از اين هم دوستان عزيزم در مسنجر موضوعاتي رو براي بحث و تبادل نظر پيشنهاد ميدادن و علت كم كاري بيشتر ناتواني من در پرداختن به موضوعات بود و هست(بعلاوه اينكه تازگيا كمبود وقت هم به دلايل ننوشتنم اضافه شده) اما سعي ميكنم مثل سابق دست و پا شكسته بنويسم و با كمك شما گفتمانو در مسيري قرار بديم كه هر روز به هدفش نزديكتر بشه... انشاالله
منتظر پست جديد باشيد...((يكتا))
!!! منتظر پیشنهادات شما هستیم !!!
عید فطر رو به همه ی مسلمونا به خصوص شیعیان ایران و جهان و همچنین خدمت بقیه الله الاعظم (عج) تبریک می گم امیدوارم همه ی نماز و روزه هاتون قبول باشه انشاءالله تعالی .
بچه ها دیدید چه ماه خوبی بود دیدید همه به فکر کارای خیر بودن حالا هرکس در حد خودش . جالب اینکه آب و غذا خوردن که واسه ما تو ماههای دیگه خیلی معمولیه و گاهی وقتا حوصلشو نداریم تو این ماه خیلی لذت بخش بود واقعاْ می فهمیم که خدا چه نعمتهایی رو به ما داده که قدرشو خیلی نمیدونیم . خدایا ما رو ببخش .
عيـــــدتون مبـــــارك ![]()

گفتمان این سری ما راجع به پارتی بازیه ! یه چیزی که همه ی ما باهاش کم و بیش سر و کار داریم و می تونیم بگیم که یه معضل شده تو جامعه که گریبان گیر خیلی از ماها شده و حق آدمای زیادی رو ضایع کرده . حالا منظورمون فقط پارتی بازیهای بزرگ نیست همین کوچیکا هم خیلی مهمند .
پارتی یه چیزیه که همه جا پیدا میشه و خیلی از جاهایی که حتی فکرشم نمی کنیم مثلاْ تو خیلی از مسابقه ها از جمله جشنواره خوارزمی و حتی بدتر از اون تو بعضی از مسابقات قرآنی !!! حالا چرا اینطور شده باید به خودمون برگردیم آره خودمون . یه نگاه به خودمون بندازیم میبینیم وقتی به ما میگن باید به فلان مرجع یا سازمان یا اداره مراجعه کنیم ما سریع اونجا دنبال آشنا میگردیم که کارمونو سریع راه بندازه غافل از اینکه ممکن حق دیگران رو ضایع کنیم . دوستی می گفت ما تو هوای گرم تابستون جنوب سر نانوایی تو صف عرق میریزیم یارو میاد خیلی ساده از یه طرف دیگه بدون نوبت نون میگیره و حق ما رو ضایع می کنه شاید خودشم ندونه که کارش اشتباست حالا خود این یارو یه جای دیگه از پارتی بازیها شکایت می کنه .
حالا خواستیم نظر دوستان رو بدونیم که آیا اونا تا حالا پارتی بازی کردن ؟ اصلاْ نظرشون راجع به این کار چیه ؟ راه حلش چیه ؟ ما چیکار کنیم که حتی تو مسائل کوچیک پارتی بازی نکنیم و اصلاْ فکرشو به ذهنمون راه ندیم ؟ اصلاْ واسه چی بهش میگن پارتی بازی ؟؟ و .... دیگه ادامش با شما یاران همیشگی گفتمان ما .
در ضمن بحث راجع به موضوعات قبلی هم ادامه داره ...
التماس دعا . یا علی
دوست عزيزم : گل سرخ
سلام
اولا من هم عید رو تبریک میگم
دوما باز هم شاهد خداحافظی یکی دیگه از دوستان بویدم
که نمیدونم چرا این طوری میکنن این بزرگواران
بریم سر بحث خودمون
خب پارتی بازی واقعا معذله الان برای جامعه
اگه هر کسی سر جای خودش بود که دیگه این قدر بیکار و این قدر مسائل گوناگون نداشتیم
به نظر من همه باید از خودشون شروع کنن
یعنی هر کسی از هودش شروع کنه و جلوی این قضیه رو بگیره تا کارا درست شن
بازم میام نظرم میدم
موفق باشید
دوست عزيزم : حسن
سلام.پارتی خیلی هم خوبه.کی گفته بده؟اصلا هم معذل که نه معضل نیست(قابل توجه گل سرخ)اما دور از هر شوخی انگار فرهنگ شده.نی دونم چیکار باید کرد.
دوست عزيزم : مريم
عید به شما هم تبریک.
من اهل پارتی بازی نیستم.اما اگه قانون ناقص باشه بله زیاد اهل پارتی بازی هستم!!!
قانون اگه در حد عدالت بتونه نقش ایفا کنه خوبه!!اما تو کشور ما قانون اوضاعش چهجوریه انصافا؟؟؟
اصلا فکر کنم تو کشور ما پارتی بازی شده قانون مگه نه؟!
اتفاقا دیشب با خودم فکر میکردم چرا ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم!
ما کشورمونو باید سیاستمدارا بندازن تو مسیر بهتر شدن...بهتر شدن با انتقاد و فکر کردن درست میشه.
شنیدم بعد از کشور چین ما دومین کشوری هستیم که آزادی مطبوعات نداریم!
این خیلی بده! تا انتقاد نکنیم درست نمیشیم!
کاش کشور ما هم قانون های خوبی داشته باشه که همه بهش معتقد باشن و مردم لذت ببرن از زندگی
من بخاطر این روزنامه ها رو مثال زدم چون یکی از راههای انتقاد کردن هم اینه که در روزنامه ها مردم میان حرفاشونو میگن.
دیگه انتقادی که در یه روزنامه نوشته بشه یعنی دور از وحشی بازی و از روی اندیشه
حالا غلط یا درست از روی اندیشه بوده!
وقتی یه اندیشه با بحث رد یا حتی قبول بشه باعث رشد مردم میشه ...اما به نظرتون بستن روزنامه مشکلی حل میکنه؟
من روزنامه رو مثال زدم چون یکی از راههای فرهنگی برای ارتباط مردمه...غیر از اینه؟
وقتی از راهی به این خوبی مردم نتونن بگن حرفاشونو از کجا بگن؟؟؟با وحشی بازی؟؟و اینکه بریزن تو خونه اینو اون؟؟؟؟یا برن پشت در مجلس واستن شعار بدن؟؟؟؟؟کدومش؟؟؟؟؟؟؟
ما فقط با انتقاد میتونه وضع ممکلتمون بهتر بشه...همه مملکتشونو دوست دارن
هنوز که هیچکی نیومده نظر نداده!من اومدم نظر خودمو بارها خوندم
ولی هر وقت میرسم پشت در مجلس دلم میسوزه! میگی چرا؟
چون شنیده بودم جماعتی از گارگرهای مملکتم برای گرفتن حقشون پشت در مجلس جمع شده بودن..........
امیدوارم باشن هنوز مردانی که برای حق مظلوم بتونن کاری بکنن.
حرفو امثال من زیادن که بشینن بگن یا تایپ کنن!!
ولی.....کو مرد عمل؟؟
کـــــــو مرد عمل؟؟امیدوارم از اون چیزی که من فکر میکنم بهتر باشه وضع گارگرهای کشورم!
درست ما درد زیاد داریم/ ولی چه کاری باید کرد؟؟؟مشکل کجاست؟از دست من چی برمیاد؟چه کاری باید بکنم؟باید بشینم نگاه کنم؟؟یا مثلا بیام بنویسم؟؟؟؟یعنی ممکنه باشه پدری که بچهاش گرسنه میخوابن؟؟؟راه علاج بعضی دردها چیه؟آیا من بیخودی دارم میگم؟؟؟؟
آیا همش توهمه؟؟آیا من مشکلو بزرگ میبینم؟یا مشکل بزرگ هست؟؟؟
آیا این آفت تجمل گرایی کشورمو داره باخودش میبره؟؟آیا هیچ کی به فکر هیچ کی دیگه نیست؟
امیدوارم همش دروغ باشه!
هر چی بود بود...ولی به من نگین ممکنه یکی از مردم کشورم تو درد بیچارگی خودش نمیدونه به کدوم در بزنه.
بهم نگین ممکنه بچهایی باشن که گرسنه میخوابن شبو
من باید چیکار کنم؟؟؟چرا مشکل کجاست؟؟
چیکار باید بکنم؟؟
دوست عزيزم : مجتبي MSK
»هو العلیم الحکیم
» اللهم صل علی محمد و آل محمد
====================
مراکز دولتی و خصوصی اعم از [دستگاه های قضایی ، مدارس ، دانشگاه ها ، بیمارستان ها ، بانک ها ، نظام وظیفه ، راهنمایی و رانندگی و..........................]
آیا واقعا" این مسئله قابل حله ؟! حقیقتا" نظر من منفی است. گرچه غیر ممکن نیست ولی با این اوضاع و احوال جامعه ، هر کسی براحتی بگه امکانپذیره ، خیلی خوش بینه. در حالیکه اگر منصفانه نگاه کنه می بینه که برای از بین بردن این غول عظیم ، چه پستی بلندی هایی را باید طی کرد.
خیلی مثالها رو برای پارتی بازی می تونیم بزنیم ولی فکر نمی کنم این امثله دردی رو دوا بکنه. بینی و بین الله ، الان که من این حرف رو میزنم نمی تونم بگم که خود من هم دچارش نبودم و نخواهم بود. خیلی بزرگتر از این حرفهاست. حقیقت اینه درسته دوستان ؟
مریم به نظر من کار از آزادی نشریات و اینها گذشته ؛ انتقاد باید چارچوب داشته باشه ، برای همین تو جامعه ما انتقادات در قالب چارچوبشم گفته نمیشه ، بدبختیه ها! من که خیلی عقلم به این چیزا قد نمی ده ، برای همین سعی میکنم بیشتر شنونده حرفهای شما بزرگترهای گلم باشم.
- - -
1. الان یادم نیست ولی یقین دارم که تا حالا پارتی بازی کردم.
2. برای جوامعی که به این مصیبت غیر انسانی دچار هستند نماد بدی بر جا میذاره. (اونهم در یه جامعه اسلامی ...) خیلی بده مگه نه ؟
3. راستش نمی دونم باید چیکار کرد تا پارتی بازی رو تدریجا" دورش کنیم.
مطمئنا" باید از خودمون شروع کنیم ... آفرین به طرز تفکر نویسندش.
اما یه سئوال : آیا حذف کردن این روحیه بد ، باید با خودسازی مطلق همراه باشه ؟ یا میشه به شکل مستقل ، از رفتار انسان پاکش کرد ؟
4. واژه پارتی در فرهنگ زبان فارسی که اصیل نیست. ولی در فرهنگ لاتین ، یکی از معانیش « طرفداری » هست ، منم حدس میزنم از این عبارت شیوع پیدا کرده باشه.
اگر اینطور نیست ، خواهش میکنم برام شرح بدین.
- - -
گر چو نرگس نیستی شوخ و چو لاله تیره دل ، پس دو روی و ده زبان همچو گل سوسن مباش.
-.- حق نگهدارتون -.-
دوست عزيزم : مريم
گر چو نرگس نیستی شوخ و چو لاله تیره دل ، پس دو روی و ده زبان همچو گل سوسن مباش!
لاله بیخود لاله نشده !
مجتبای عزیز درسته هر کی باید از خودش شروع کنه...ولی قانونها هم اگر خیلی جامع و محکم باشن حتما نتایج بهتری خواهیم دید!
مشكلو فقط خودمون میتونیم حل کنیم...خوده مردم کشور خودمون! منم خیلی نمیدونم ولی ما (مردمون و کشورمون) هیچی از بقیه کمتر نداریم...
دوست عزيزم : مسافر منتظر
سلام
پارتی بازی مشکلی است که چند سال اخیر تبدیل به یک معضل بزرگ شده...
این مشکل که بیشتر در ادارات و سازمانهای دولتی وجود دارد باید از طریق دولت حل شود...واقعا اینقدر اوضاع بد شده است که برای انجام شدن یک کاری که هیچ مشکلی برای انجام شدنش وجود نداره باید دست به دامان یک نفر در آن اداره یا سازمان مربوطه شد...به نظر من مقصر هم خودمان هستیم که یادمان میره با این کارمان حق الناس را زیر پا میگذاریم و در کنار آن دولت که نظارت خوبی بر سازمانها ندارد....
التماس دعا
دوست عزيزم : مريم
مردم ما تو سختترین شرایط تونستن خودشونو نشون بدن...خودت میدونی خوندی که دوران جنگو؟؟؟
من الان بین مردمی غیر مردم خودمون زندگی میکنم و میدونم که تحمل مردم ما رو ندارن!
مردم ما با اعتقاداتشون مقاومن! اعتقاد به چیزایی دارن که هیچ جا پیدا نمیشه! اینه وجه تمایز مردم ما.
ولی چرا ممکنه یه مسلمون دروغ بگه؟! چرا ممکنه یه مسلمون....به غیر قانون عمل کنه؟؟؟اون که جدای قانون چیزیو شاهد اعمالش میدونه که بالا تر از قانونه و چیز دیگست! اینطور نیست؟
مسافر منتظر موافقم
اینو میگن وبلاگ نویسهاشش خط نوشت همه چیو گفت
ما رو ببین
دوست عزيزم : بزرگمهر
درود.
پارتی بازی هم حق دیگران رو کشتنه. خیلی ها ممکنه متوجه نشن دارن چی کار می کنن.
من هرجا کسی رو ببینم که مطمئن باشم ا من شایسته تره، خودم رو عقب میکشم.