تبليغاتX
گفتمان ما

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام دوستان

حال شما؟

فرارسيدن ماه رمضان رو تبريك عرض ميكنم، براي ما كه دعا ميكنيد؟

(بقيه رو نميدونم ولي من هميشه به ياد دوستانم خصوصا شما عزيزاني كه در گفتمان ما همراهمون هستيد هستم و هميشه خصوصا وقتي توفيق تشرف به حرم رو پيدا ميكنم براي همه دعا ميكنم و زيارتنامه رو به نيابت از همه دوستان گلم ميخونم و اميدوارم شما هم تو دعاهاتون ياد ما باشيد)

قصد داشتم بعد از پست رجعت بحثي در مورد اصل پ مطرح كنم كه موضوع خداحافظي آقا مجتبي پيش اومد كه براي من خيلي سنگين بود و هست.... در حالت عادي هم ابتكار و خلاقيت و كلا IQ ام به صفر ميل ميكنه چه رسد در چنين موقعيتهايي.... مخلص كلام اينكه اگر خشونتي در كلام و نوشته هام ميبينيد ما رو از حضور مهربان و نظرات ارزشمندتون بي بهره نكنيد و بدونيد گرچه هميشه گفتم و ميگم كه تعداد كامنتها هيچ اهميتي برام نداره ولي محتواشون خيلي برام مهمه و ديدن نام شما ميون كامنتها حتي اگر نظري در مورد موضوع بحث نداشته باشيد باعث خوشحالي و قوت قلبم ميشه....

در هفته اي كه گذشت خيليا از جنگ و جبهه گفتن از هشت سال دفاع از شهيد و شهادت و….

افراد براساس ديده ها و شنيده ها افكار و اعتقادات موقعيتهاي زماني و مكاني وووووو نظرات مختلفي در اين زمينه دارن نظر تو در اين مورد چيه؟

 

دوست محترم:  مسافر

سلام
از جنگ خاطرات خوبی ندارم...همه اش کشت و کشتار مردم بیرحم...
اما یه جاهایی لازمه به هر قیمت که شده...
موفق باشید دوست خوبم...

 

 

دوست محترم:  مريم**

من معلومه از جنگ بدم میاد ولی دفاع همیشه خوبه.
کلمه"جبهه "میشنوم یاد آدمای بلند همتی میوفتم که تونستن همه وابستگیهاشونو بذارن و برن...اونم بخاطر اینکه همه راحت باشن نه همون چندتا وابستگی!
کلا خیلیه آدم بخاطر بقیه همه چیشو رها کنه! من که کمی مرددم که میتونم آیا یا نه؟

 

 

دوست محترم:  رضا

سلام
والا چي بگم ؟ بگم عاشقاي واقعي اونا بودن ؟ من هنوز نميدونم عشق چيه . نه جنگي ديدم نه جبهه اي هر چي ديدم خرابه هاي ناشي از جنگ بوده كه خيلي تاسف بار بودن . ولي به قول دوست خوبمون دفاع هميشه خوبه . چيزي ندارم كه بگم . يا علي

 

بسيار متشكرم از همراهي تون

اما گمونم نتونستم منظورمو درست بيان كنم شايد اگر اتفاقي كه باعث شد به فكر طرح اين موضوع بيفتم رو بگم بهتر متوجه منظورم بشيد: در مورد كتاب واينك شوكران صحبت ميكرديم و ... عزيزي گفت يه زماني با خودم فكر ميكردم چرا بهترين انسانهاي زمانمون رفتن تا ما بمونيم و حالا يه چنين وضعيتي بر جامعه حاكم باشه؟ گرچه پاسخي در ذهنم داشتم اما ترجيح ميدادم جوابي كه بهش رسيده رو بشنوم و اون جوابي كه از وصيتنامه ي يه شهيد پيدا كرده بود برامون گفت...

چه جوابي براي اين سوال داري؟

(راستي توجه كردي هر وقت هر كجا صحبت به اينجا(جبهه و مردان جنگ) ميرسه اكثرا سعي ميكنن سكوت كنن يا بي تفاوت ازش بگذرن؟)

 

 

دوست محترم: احمد

يادش بخير آن شب هايي كه بر سر سربند يا زهرا(ع )دعوا بود،آن قمقمه هاي آبي كه بعد از عمليات هنوز دست نخورده بود، آن پلاك هايي كه زودتر از صاحبانشان گمنام شده بودند وآن سكوت هاي معنادار پشت بيسيم.

در طول اين هشت سال چه بچه هايي كه شهيد شدند تا يكي از مقامات معنويشان لو نرود،جان مي دادند و زير بار رياست هاي دنيايي نمي رفتند ، مفقود الاثر مي شدند تا اسير شهوت نگردند.آنهايي كه بالا بودند اما پايين مي آمدند تا از تنهايي ما بكاهند و زيبايي تواضع را به ما نشان بدهند،عارف بودند اما اصطلاحات عرفاني خرج نمي كردند،دكان عرفان نمي زدند و تئاتر كرامت بازي نمي كردند.نفس كه مي كشيدند هواي نمناك گريه به صورتت مي خورد.

آري آنها رفتند و ما مانديم. ما مانديم و انباري از درد ،ما مانديم و يك كوله پشتي پر از خاطره.ديگر توان ماندن نيست.دلم براي جبهه تنگ شده است .آنجا مقابل آسمان مي نشينيم و زمين را مرور مي كنيم و به اندازه چندين چشم معجزه مي بينيم. چقدر تماشاي جبهه ها زيباست. افسوس ، افسوس كه معنويات رو به فراموش مي روند و خوشا به حال كساني كه زيركي كردند و سهمي از آن بر چيدند.سنگرها ييلاق هاي تفكرند و يك جرعه از آن نوشيدني هاي صلواتي جبهه ها عطش را فرو مي نشاند.

 

 

دوست محترم:  ساسان

به نام خدا

از شما متشکرم که به این موضوع پرداختید

بعضی موضوعات با وجود اهمیت بالایی که دارن متاسفانه اونقدر کلیشه وار تکرار شده ن و اونقدر مورد سوء استفاده قرار گرفته ن که دیگه مطرح کردنشون فریاداعتراض خیلی ها رو بلند میکنه .

از همه بدتر اینه که خیلی از ظلمهایی که در حق تاریخ دفاع مقدس و بخصوص رزمنده های مخلص و با معرفتمون روا میشه نتیجه ی حرفها و اقدامات دوستان نادانیه که به بدترین شیوه ازش دفاع میکنن .

یه ئنمونه ش رو براتون مثال میزنم :

یکی از بچه ها که اتفاقا پسر پاک و صادقیه قضیه ای رو برام تعریف کرد و( با شناختی که از عقاید و روحیات من داشت ) انتظار داشت با شنیدنش زبونم به تحسین وتجلیل !! باز بشه ... می گفت :

تو دوره ی آموزشیمون مربیمون تعریف میکرد که یه روز توی خط در حالیکه شدیدا درگیر بودیم یکی از بسیجی ها رفت بالای خاکریز رو به کربلا ایستاد و گفت السلام علیک یا اباعبدالله ... و در همون حال گلوله های پی در پی عراقیها بدنش رو متلاشی کرد طوری که تکه های بدنش پخش شد و ...

این دوست من با حالی اینا رو برام تعریف میکرد انگار که داره از یه کار عارفانه حرف میزنه اما من که از شنیدن این مزخرفات دروغین !!! شدیدا عصبانی شده بودم با ناراحتی گفتم :

خیلی کار احمقانه ای کرده ! این خودکشیه ! یه راست رفت تو جهنم ! کی اسلام گفته خودتون رو احمقانه به کشتن بدین ؟ اینکار با کدوم عقل سلیم تطبیق داره که به جای جنگیدن و حفظ خاکریز بره خودشو بیهوده به کشتن بده ؟

اصلا رزمنده رفته جبهه که به نفع اسلام بجنگه نرفته که خودشو بیهوده به کشتن بده ! در واقع اون با اینکارش به نفع دشمن و به ضرر جبهه ی حق عمل کرده چون یکی از نیروهای اسلام رو تلف کرده و ...

طفلی از تعجب دهنش باز مونده بود

خیلی ناراحت بودم . می دیدم که با یه همچین مزخرفاتی به جای آگاهی دادن به بچه ها و آماده کردنشون برای یه جهاد اعتقادی و روشن بینانه ! متاسفانه ظاهرا فقط سعی در تحریک عواطف جاهلانه ی اونا داشته .

از این مهمتر ! بزرگترین تهمت رو به تاریخ دفاع مقدس و رزم هدفمند و آگاهانه ی بچه های ما وارد میکنه و چه بدتر از این که تهمت و افترا رو خودی ها وارد کنن ؟

حتی اگه فرض کنیم یه چنین بسیجی نادان و ... پیدا شده و چنین کار احمقانه و غلطی مرتکب شده هرگز نباید با مطرح کردن این یه نفر آبروی همه ی رزمندگان رو ببریم .... و تلختر اینکه : این عمل 100% غلط رو به عنوان یه عمل عارفانه و پسندیده به نوجوونهای بسیجی ( زمان جنگ دوستم نوجوون بود ) معرفی کنیم .

خدا خودش شر این دوستان نادان و مضر رو از سر اسلام و انقلاب کم کنه

التماس دعا

ساسان

 

 

دوست محترم:  سيد مهران

سلام ابجی عزیز:
هشت سال دفاع مقدس که جانانه پرستو هایی پر کشیدند و به دیار دوست رفتند که یاد و خاطرشان موجب ارامش خاطر ما و ایندگان خواهد بود.
اما مقوله جنگ ویرانی و فساد و فحشا را به دنبال دارد و چه بسا افراد سود جویی که از این اب گل الود ماهی صید میکنند.
جنگ مفید نیست ولی اگر برای هر ملتی پیش اید وظیفه است که به دفاع از اب و خاک و نوامیس خود برخیزند.
یاد دلاورمردان دفاع مقدس گرامی باد.
ارادتمند:سید مهران موسوی

 

 

دوست محترم:  سيد محمود

دوست من سلام - - جنگ خوبنیست ولی وقتی صحبت از دفاع میشه فرق میکنه و جنگ ارزشمند میشه - ولی کاش یکم به فکر اسیب دیدای جنگم بودیم - به فکر به های بی بابا شده ای که هر روز تو کوچه هامون دلشونو خواسته یا ناخواسته میشکونیم –

 

 

دوست محترم:  مسافر منتظر

سلام
سکوت کردن و بی تفاوت از کنار مقدسات کار آدمهای کم ارزش و کم لیاقت است...
منفی در منفی=مثبت
انسان منفی اگر کار منفی انجام داد ناراحت نشوید...
...

 

 

دوست محترم:  گل سرخ

سلام
من دیر رسیدم
ولی نظرمو میگم
ببینید
من خیلی دلم ژرا
خیچی نگم بهرته
فقط دعا میکنم که رو سیاه نشم روز قیامت
وظیفه هایی که روی دوش ماست
این بی تفاوتی ها
فرموشی ها
خون پایمال کردنا
حالا بماند
میخوام جواب بعضی دوستان رو که کامنت گذاشتن بدم
...
در جواب سید مهران
جنگ ما جنگ حق علیه پیروزی بوده
یعنی شما موافقید رژیم اشغالگر قدس چون داره از وطنش دفاع میکنه کار خوبی میکنه؟
...
در جواب مسافر منتظر
چرا ناراحت نشیم؟
بس نیست دیگه این همه بی تفاوتی ها و سکوت ها؟
واقعا چه جوری میخوایم جواب خون شهدا رو بدیم؟
بعد از شهدا ما چه کردیم؟
...
در جواب سید محمود
موافقم
کار ما شده فقط دل این بچه های نازنین رو شکستن
...

...
در جواب آقا ساسان
الهی آمین
خدا مملکتمون رو هم از شر دشمن های داخلی و فریب خورده ها و منافقین حفظ کنه به آبروزی خانوم فاطمه زهرا(س)
...
در جواب احمد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
حالا وظیفه ما چیه؟
...
در جواب رضا
دفاع نه هر دفاعی
جواب شما رو هم همونیه که به سید مهران دادم
...
در جواب مریم
همونی که یه رضا و سید مهران گفتم
هر دفاعی نه
ولی قسمته دومو خوب اومدی
...
در جواب مسافر
خب اگه دقیق بگید کجاها بهترم میشه
...
در آخر هم واقعا تشکر میکنم
حالا ما نظرمونو گفتیم
ولی سوال اصلی اینه که حالا باید چی کار کنیم؟
ممنون میشم توو ژست بعدیتون اینو بررسی کنید
موفق باشید
روز
خوش

 

 

دوست محترم:  رضا

سلام یه بار نوشتم ولی ثبت نشد مجبورم دوباره بنویسم .

در جواب دوست عزیزمون گل سرخ باید بگم به نظر من دفاع از میهن همیشه خوبه خودتون دارید میگید رژیم اشغالگر پس معلوم میشه که اونا وطنی ندارن که بخوان ازش دفاع کنن . آقا ساسانمونم که حرف درستی زدن یه جورایی حرف دلمونو زدن . راستیتش حرف در این مورد زیاده ولی خب اگه چیزی نگفتم به این دلیل بود که نمیدونستم از کجا بگم و چی بگم که حق مطلب ادا بشه . چیزی که معلومه اینه که ریختن اشک و گریه و از این چیزا نمیتونه جوابگو باشه ما باید راهشونو ادامه بدیم اینه که مهمه . در واقع باید بگیم اونا رفتن تا نشون بدن در راه آزادی و حفظ ارزشهای کشورمون باید هرچی داریم بذاریم حتی شده از جونمونم بگذریم و یه جورایی عملاً نشون دادن که این ارزش ها اینقدر مقدسند که جان در مقابل اونا کم ارزش میشه . اونا رفتن اما یادشون همیشه زندست و راهشونو ادامه میدیم . همیشه جنگ بین حق و باطل هست . امیدوارم خون شهدا پایمال نشه . یا علی

 

 

دوست محترم:  مجتبي MSK

» بسم الله الرحمن الرحیم

» اللهم صل علی محمد و آل محمد

::::::::::----------------------::::::::::::

سلام.

(( تسلیت عرض میکنم. ))

دفاع از وطن در سراسر جهان ارزشمند است. بسیاری از کشورها برای دفاع از خاک خود مبارزه کرده و می کنند و حتی در این پیکارها هزاران هزار کشته و مجروح داده اند. مثل جنگ امریکا با ویتنام و کشته هایی که باعث میشوند سالانه مردم به پاس قدردانی از آنها ، به آرامگاهشان بروند. لذا هر دفاعی ، مقدس نیست... اما دفاع از آرمان معنوی ، همیشه و همواره مقدس است.

دوستان از جنگ و شهدای گرانقدرمون مطالب قابل توجهی نوشته اند. ولیکن همونطور که مستحضرید وقتی اسم «انقلاب اسلامی» به میون میاد همه اذهان ناخودآگاه متوجه بنیانگذار آن_امام خمینی ره_ هم میشود.
ولی حق این بود و چنین انتظار می رفت که وقتی یادی از شهدا می کنید اذهان به اصل و ریشه نیز بر گردد که از این بابت واقعا" متاسفم... معتقدم شهدای انقلاب اسلامی ایران در اوج اهمیت هستند. اما در این میان هیچ کس از بنیانگذار ایثار و فداکاری ، سرور و سالار شهیدان حضرت باعبدالله الحسین (علیه السلام) سخنی نگفت... شهید محدودیت به ایرانمان ندارد ، علی الخصوص وقتیکه کشورمان اسوه و الگوی شهادت را شهدای والا مقام اسلام قرار داده است.

عاجزانه درخواست میکنم فقط نیم نگاهی به کتاب «نفس المهموم» حاج شیخ عباس قمی بیندازید تا حقیقت شهادت و مبارزه اسلامی را بیاموزید.

آنقدر [...] شدیم که سیدالشهدا (سلام الله علیه) را ابزار تبلیغاتی ساخته ایم.

هر چند شدیدا" با بسیاری از امور مخالفم اما امروز چشم و گوش بسته با هر حادثه و اتفاق ، جمعی را «شهید» خطاب می کنند. در این بین عده ای هم زبان به تمسخر می گشایند و می گویند : «...درب خانه شهادت هنوز باز است.» همیشه گفته ام و باز هم می گویم که از افرادی که در زندگیم همیشه حسرتش را خوردم امام خمینی (ره) بود... بسیج آن دوران کجا و بسیج کنونی کجا ؟ روشنگری مسئولان و مردم آن زمان کجا و جمود فکری و حزبی نگری امروزه کجا ؟

همواره موفق و منصور باشید.

(( بنویسید به روی سنگ مزارم ، من حسین بن علی را دوست دارم.))

 

 

دوست محترم:  گل سرخ

 

سلام
...
در جواب آقا رضا

آیا واقعا" اونا رفتن اما یادشون همیشه زندست ؟؟؟و راهشونو ادامه میدیم . ؟؟؟

ممنونم از آقا مجتبی

خب با این احوالات

حالا باید چی کار کرد؟

ممنون میشم پست بعدیتونو درباهره ارئه راهکار بزنید و این که حالا باید چه کاری بکنیم؟ و وظیفه ما چیه؟
موفق باشید

 

 

دوست محترم:  الف

به نام حضرت عشق
سلام
اولا ایام شهادت مولای عشق را تسلیت میگم و توی این شبهای عزیز قدر از همه التماس دعا دارم
اما موضوع:
داستان جنگ برای ما داستان محراب نماز
محراب محل حرب با شیطان و جنگ برای ما هم همینطور بود
شیطانی که در لباس انسان برای تکه کردن دین و سرزمینمون اومده بود .
توی محراب نماز آدم با کبر و غرور و ... میجنگه و برای این کار از سلاح بندگی و شکر استفاده میکنه . سلاحی که اگه درست استفاده کنی میشی ابر مرد . میشی شکست ناپذیر . میشی بنده شاکر خدا
توی جنگ به مصاف دشمنی میری که به جنگ دین و ایمان و عزت و ... اومده
و اگه نبودند ابرمردای عاشق سرزمینمون شاید ...
خدا را شکر
در سرزمینی زندگی میکنیم که پر از این آدما
...

آقا مجتبی حرف حساب جواب نداره

 

 

منتظر نظرات ارزشمندتون هستيم

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 23:22  توسط یکتا  | 

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان ، حالتون چطوره ؟
امیدوارم که هر جا هستین خوش و خرم باشید.

چند سال پیش که به جمع  وبلاگنویسای این دنیای مجازی وارد شدم ،می گفتم اینجا یه دنیای رنگیه با آدمای رنگی. دنیایی که میشه هرکسی همرنگ رنگ دلخواهش بشه... اما الان که قصد سفر دارم ، میگم درسته که اینجا هرکسی میتونه رنگ دلخواهش رو انتخاب کنه ، ولی قشنگ ترش اینه که میتونه رنگای دیگه رو هم ببینه و حتی یه رنگ تازه به خودش بزنه.

با این اوصاف ، توی این مدتی که با شما و نویسنده های این وبلاگ و  وب های سایر دوستان بودم لذت بردم. دیگه بدی ، چیزی ازم دیدین به بزرگواری خودتون ببخشید.
امیدوارم این سعادت نصیبم بشه که حداقل هر از چند گاهی در مسنجر ، با شما بزرگواران گفتگویی داشته باشم؛ همچنین سعی مو میکنم گهگاه مهمون سفره رنگین گفتمان ما باشم.
گفتمان ما ، خیلی چیزای شیرینی برام داشت :
دوستای صمیمی ، تجربه نویسندگی ، درسهای آموزنده ، حرفای دلنشین و ...

این هدیه ایست از طرف من ، اول به مدیر گل گفتمان ما [خانم یکتا] ، بعد به همکار نازنین [ساسان عزیز ]  بعدشم به دوستایی که از صمیم قلبم دوستشون دارم [ آقا رضا ، گل سرخ ،  مریم خانم ،  بزرگمهر ، دختر مشرقی ،  مسافر منتظر ، الف ، علی بحرانی ، سیدمحمود ، لیلیوم ، میر علی ، احمد ، خورشید ، کوزت ، همشهری ، مهرداد ، م.ل.گ ]

    ((خداحافظی من _ تصویری 2 MB))      (( یادگاری من _ صوتی 600 KB))

« خیلی ممنونم که طی این مدت ، منو تحمل کردید. »

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 10:15  توسط مجتبی  |