تبليغاتX
گفتمان ما
 شهادت جانسوز سیده زنان عالم حضرت زهرا (س) را به محضر امام عصر (عج) و رهبر معظم انقلاب و شیعیان حضرتش تسلیت عرض می کنیم. امیدواریم ما رو هم از دعای خیرتان محروم نفرمائید.

.:: شهادت صدیقه کبری (س) بر همگان تسلیت باد ::.

دوستان عزیز! یاران همراه! سلام

قصد داشتم بعد از امتحانات مباحث قبلی(موسیقی و توکل) رو با کمک شما پیگیری کنم و بعد از حصول نتیجه به موضوعات پیشنهادی بپردازیم اما متاسفانه(برای من) یا خوشبختانه(برای شما) مدتی نمی نویسم(البته سعی میکنم در مورد رجعت که به دوست محترمم قولشو دادم بنویسم و در فرصت مناسب بذارم).

پیگیر مباحث هستم و سعی میکنم ضمن خوندن نظرات ارزشمندتون در کنار شما در بحثها حضور داشته باشم.

همیشه منتظر حضور فعال و نظرات ارزشمندتون هستم.

پایدار و برقرار باشید

التماس دعا – یاحق

خنده ی تلخ

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 19:53  توسط مجتبی  | 

یا هو

اللهم عجل لولیک الفرج

دوستان عزیز و همراهان همیشگی!!!

سلام سلام سلام سلام سلام سلام

امیدوارم در پناه الطاف بیکران حضرت حق پایدار، پیروز، سلامت و سرافراز باشید.

از همه شما عزیزان خصوصا دوستان عزیز و محترمم:

آقا مجتبیMsk، آقای مسافر منتظر، آقای سید محمود، آقای حاج محسن، خانم گل سرخ، آقا سهراب، آقا مهران، خانم دختر مشرقی، آقای بزرگمهر، آقا همایون و آقا ساسان

که با پاسخهای صادقانه شون همراهیمون کردن کمال تشکر را دارم.

 

•¤**¤•.•¤**¤•.•¤**¤•.•¤**¤•. •¤**¤*¤•. ••¤**¤•.•¤**¤•.•¤**¤•.•¤**¤•. •¤**¤*¤•

 

بارها شنیدیم و حتی خودمون به دیگران گفتیم:

به خدا توکل کن و...

توکل یعنی چی؟

تا کجا میشه توکل کرد؟

شما تا چه اندازه توکل رو قبول دارین؟

کلا نظرتون در مورد توکل چیه؟

 

دوست بزرگوار آقای مسافر منتظر:

توکلت علی حی الذی لا يموت

توکل یعنی اعتماد و اطمینان قلبی انسان به خداوند در همه امور خود و بیزاری از هر قدرتی غیر از قدرت خداوند متعال، اساس توکل بر پایه توحید است...

توکل از نظر علما به 3 درجه تقسیم میشود....در قرآن آمده که خداوند توکل کنندگان رو دوست دارد.(توکل کنندگان بر خدا)

نمیدونم منظور از اینکه تا کجا میشه توکل کرد چیه...اما فکر کنم منظور همان مراتب توکل باشه... برای یکی مثل من که توکلم ضعیف است توکل درجه اول تعریف میشود که پایین ترین درجه توکل است و به راحتی قابل دستیابی است ...

من خیلی به توکل اعتقاد دارم...چون کسانی رو دیدم که توکل قوی داشتند و به اهداف بزرگی در زندگیشان رسیدند...

توکل چیز خوبیه فقط وقتش رو بیشتر باید کرد!!!!! نه اتفاقا خیلی هم جدی میگم...کاش همیشه توکلمان به خدا باشه و حتی یک لحظه هم از توکل به خداوند دست بر نداریم...

توکلت الی الله...

دوست محترم آقا/خانم منتظر:

با تمام این مطالب درباره توکل موفقم

و میفرماید توکلت علی الله

دوست محترم آقا مجتبی Msk:

سوره مبارکه احزاب ، آیه 3:

.:: و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا ::.

در کارها بر خدا توکل کن [که تنها] خدا برای مدد و نگهبانی کافی است.

1) استمداد و استعانت بنده [صرفا"] از درگاه ذات باری تعالی.

2) توکل در دایره نیات و اعمال بندگان است ، طلب یاری از خداوند تبارک و تعالی در راه درست ، یقینا" بی پاسخ نخواهد بود ؛ اما این امر تا زمانی محقق است که نیت و عمل ، خالص و در جهت رضای او باشد.

3) هیچ مسلمانی نیست که توکل را منکر شود و همانطور که بیان شد : توکل زمانی مقبول است که رضایت خالق را جلب کند و طبیعی است که انسان در این چارچوب وظیفه خود را در قبال آن می داند ؛ جای تاسف دارد فردی مسلمان باشد و اصل توکل را قبول نداشته باشد (که چنین چیزی ممکن نیست).

4) توکل صرفا" بر خداوند احدیت است. غیر خدا به هیچ احدی [حتی انبیاء و اولیاء]

توکل کردن روا نیست ؛ اما چیزی که مسلم است آنست که باید مرز بین توکل و توسل مشخص شود. آنچه انسان از مقربان خداوند خواستار می شود "توسل" است نه توکل. توسل هم با یاد خداوند و عنایت او به بندگان صالحش صورت خواهد پذیرفت که آن هم بسته به نیت و عمل فرد دارد.
توکل » خداوند تبارک و تعالی

توسل » اصفیاء ، انبیاء و اولیای خدا

دوست بزرگوار آقای هیچ(آبدارچی مدیرسایت سابق!- رسانیک):

توکل .....

چی باید بگم؟

حرفش رو همه می زنیم .... اما تو عمل ؟؟؟

واقعا به خدا اعتماد می کنیم؟

یه متنی را به چند صورت در اینترنت برایم فرستاده بودند که الان براتون میگم تا ببینید که من چجور آدمی هستم!

می گویند شخصی از پرتگاهی پرت شد و میان زمین و آسمان دستش را به دو شاخه و یا علف آویزان گرفت و معلق ماند ... فریاد زد و کمک خواست .. صدایی آمد، گفت تو که هستی .. صدا گفت من خدای تو هستم ... آیا می توانی کمکم کنی؟ ...صدا آمد : آیا به من اطمینان داری؟ ... بله دارم ..... صدا آمد: پس آن شاخه ها را رها کن .... کمی فکر کرد و فریاد زد .. کسی دیگه اون بالا نیست؟!

....

یا می گویند کوهنوردی در تاریکی و به تنهایی از کوه بالا می رفت (فرض کنید کوه زندگی!) ناگهان پرت شد و با طنابی که به کمرش بسته شده بود میان زمین و آسمان معلق ماند .. همه جا تاریک بود .. فریاد زد و کمک خواست .... صدایی آمد .. من خدای تو هستم .. اگر به من اطمینان داری می توانم کمکت کنم .... گفت حتما ... صدا آمد .. پس آن طناب را با چاقوی همراهت پاره کن .... فکری کرد و ترجیح داد در همان حال بماند تا شاید کمکی برسد .... فردا گروه امداد گزارش داد .. جسد یخ زده کوهنوردی پیدا شد در حالی که به طنابی آویزان بود و فقط یک متر با زمین فاصله داشت !!..

حالا ما چجوری توکل می کنیم؟

.......................................................................

سلام - دوست عزیزم ! هیچ بزرگوار !

نوشته ت واقعا تفکر برانگیزه . متشکرم . من راجع بهش فکر کردم ( البته در سطح خودم ) و به نظرم اینطور میرسه که در شرایطی که شما در داستانکتون برای این افراد ترسیم کردین عدم اعتماد این افراد به صاحب صدا ! نه ناشی از عدم اعتماد به خدا ! بلکه ناشی از تردید در هویت ! صاحب صداست . در حقیقت هر شخص مومنی هم در چنان شرایطی قرار بگیره نمیتونه صرفا به استناد ادعای یک منادی مجهول !!! از تبعیت حکم عقل ( که حکم شرع هم هست ) دست بکشه . نمیدونم شما و دوستان دیگه با این برداشت من موافقید یا نه ؟ (( ساسان ))

...............................................................................................

دوست محترم آقا مجتبی Msk:

به نظر من ، برای توکل هیچ درجه و مرتبه ای متصور نیست ؛ توکل یک اصل است و مراتب ندارد. به عبارتی "مقوله به تشکیک" نیست (یعنی شدت و ضعف ندارد) بر فرض اگرهم مراتبی را بتوان برای توکل متصور کرد ، تصور ضعیف در درجات توکل اسفل قرار خواهد گرفت نه درجه اول.

خیلی ببخشید لازم می دونستم حرف دوست عزیزم رو اصلاح کرده باشم.

........................................................................

 سلام - دوست عزیزم ! MSK بزرگوار !

صرفا از اونجا که بنای کار گفتمان مامباحثه و گفتگوی دو طرفه ست عرض میکنم که : البته بعضی از صاحب نظران که برای توکل درجات قائلند در واقع با توجه به تعریفی که از توکل ارائه میکنن و به تبع درجات ایمان ( زبان - عقل - دل ) متوکلین توکل اونها رو هم دارای درجاتی میدونن . این نکته رو هم عرض کنم که ممکنه تعریف مورد نظر شما از توکل مضیق تر از تعریف سایر علما باشه . به عبارت دیگه ممکنه مفهوم مورد نظر شما مصداق یکی از همون درجاتی باشه که گروه مذکور برای توکل قائلند . بسیار ممنون میشم اگه جنابعالی و سایر دوستان عزیزم از این منظر هم دیدگاهتون رو ارائه و بنده رو راهنمایی بفرمایید . (( ساسان ))

................................................................................................

دوست محترم خانم فانوس خیس:

وقتی آدمی در مسیر الهی گام بردارد و معرفت الهی در او فزونی یابد در هر کاری جز او را نمی بیند در هر کاری چشم امیدش تنها خدا خواهد بود بس که هر چه هست از اوست اگر او بخواهد خواهد شد...و میزان توکل به درجه و مرتبت انسان در پیشگاه الهی بستگی دارد.

 

.......................................................................

سلام – دوست محترم ! فانوس خیس بزرگوار !

... و شاید هم ظریفانه ! بشه گفت : ... به درجه و مرتبت ذات اقدس الهی در نگاه انسان بستگی داره ... !!!؟  (( ساسان ))

.......................................................................

 

دوست محترم خانم دختر مشرقی:

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی..................نروم جزئ همان ره که توام راهنماییی

توکل در لغت به معنای به دیگری اعتماد کردن،کار خود را به خدا وا گذاشتن و به امید خدا داشتن، فکر می کنم حد نداره............یعنی آخری نداره..........خدا خیلی مهربونها هر چقدر بخوای می تونی بهش توکل کنی شاید این ما آدما باشیم که گاها غرق زندگی میشیم وخدا رو فراموش می کنیم..........

میگن مراتب خودشو داره..........؟دقیقا اطلاع ندارم .ولی هر جوری میشه با خدا صحبت کرد /یاد داستان موسی و شبا ن افتادم

شاید گاها از خدا دیر جواب بگیریم ،من خودم گاهی خیلی دعا می کنم ولی دیر جوابمو میگیرم و متو جه اینم شدم که مصلحتی در کار بوده، من خودم خیلی به توکل به خدا اعتقاد دارم(خدایا! در همه کارها تو یار ویاور من باش!) همین تو کل به خدا که در زندگی ،می تونم بعضی از مشکلاتمو حل کنم وگرنه که از غصه آدم دق می کنه..ذکر همیشگی اغلب ما آدما اینه:خدایا مر ا یاری بفرما

با یاد خداست که دلها آرامش می گیره و آدم از معنویت خاصی برخوردار میشه

بار الها !اگر غفلتی ورزیدم و در اجابت فرمان تو کوتاهی کردم ،از من در گذر و توفیقم ده تا دوباره به سوی تو آیم

دوست محترم آقای سید احمد(الف):

به نظر من توکل یعنی اعتماد .

تا اونجایی میشه اعتماد کرد که به خودمون اعتماد داریم . حتما این جمله را شنیدید که میگند از تو حرکت از خدا برکت . به نظر من این جمله خیلی گویاییه در مورد توکل .

یعنی حرکت کن و تلاش کن و خدا هم نتیجه تلاشت را نشونت میده و کمکت میکنه ولی ماها معمولا دیکه دوم را میگیریم ( چون...) و فقط از خدا کمک میخوایم و بعدم گلگی میکنیم.

من به توکل کاملا ایمان دارم و اطمینان دارم اگه بخوایم کاری کنیم خدا قابل اعتماد ترینه.

 

دوست بزرگوار آقای هیچ(آبدارچی مدیرسایت سابق!- رسانیک):

چند بار امدم اما سعی کردم نظر ندم! اینبار دیگه خیلی بیکار بودم گفتم چند خطی مزاحم بشوم.

دوست بزرگوار فرموده بودند علت عدم اطمینان عدم شناخت از صاحب صدا بوده است .. شاید در وهله اول به نظر دلیلی برای توجیه بیاید اما به نظر من خود جرمی دیگر است! مگر نه این که اگر انسان کسی را بشناسد به او اطمینان می کند؟ و مگر نه اینکه فرموده اند من عرف نفسه فقد عرف ربه؟ ..... حیرتا که خود را نمی شناسم و از آن عجیب تر که حتی سعر در شناخت هم نمی کنم ... روزها را می گذرانیم .... هر وقت مشکلی پیش می آید فورا به سمت خدا و توکل و ... می رویم..... البته این حرف من نیست .. آیه قرآن است ... که هنگامی که انسان از بلا می رهد (به ساحل می رسد) همه چیز را فراموش می کند........

 

دوست بزرگوار : جناب  هیچ  ( آبدارچی سابق -رسانیک )

 

سلام
کلی مطلب تو ذهنم آمد که بنویسیم
اما متاسفانه قبل از نوشتن به پائین صفحه رفتم و دیدم که ساسان بزرگوار با دید کاملا منفی و از موضع بالا (سواد ایشان و کم فهمی حقیر در دین) به نوشته بنده جواب داده .
متاسفانه ایشان افعال واضح بنده را که در مورد خودم به کار بدره ام به خودشان نسبت داده و ناراحت و حتی شاید عصبانی هم شده اند و جواب تیزی هم داده اند.
این که من سعی کردم جوابی ندهم برای این بود که دوست داشتم نظرات دیگران را ببینم . و این جوابی که دادم اصلا به کسی چیزی نگفتم بلکه خودم را گفتم .
و البته اگر می خواهید در مورد ریشه کلمات و تفسیر حدیث بحث نمائید قطعا باید به سراغ علمای همطراز خود بروید وگرنه امثال من و آن دوست متشرع! که مثال زدید در این زمینه سوات درست و حسابی ندارند.
در انتها هم ضمن عذر خواهی از شما و دوستان بزرگوار دیگر باز هم متذکر می شوم که بنده یک آبدارچی عوام بی سوات نیستم .
اینجا هم به دعوت و پیشنهاد یک دوست خوب می آمدم که از این به بعد برای اینکه فرصتی برای حل سو’ تفاهمات ندارم کلا مزاحم نمی شوم.
موفق و موید باشید
یا حق

 

عزیز بزرگوار جناب (( هیچ ))

از اینکه ناخواسته ! و ندانسته ! ادب گفتگو رو مراعات نکردم و( با نهایت خجلت و شرمندگی)  موجب تکدر خاطر شما رو فراهم آوردم با تمام وجود  خاضعانه ! و صادقانه ! از شما و همه ی دوستان عذرخواهی میکنم و امیدوارم برادر کوچکتون ( به فضل ) رو به بزرگواری خودتون ببخشید . همونطور که ملاحظه میکنید عرایض نسنجیده و نادرست قبلی خودم رو حذف کردم که در واقع نشانه ی پس گرفتن اون مطالب جسارت آمیزه .

باز هم عرض میکنم که من هرگز تصور نمیکردم اون جملات من چنین مفهوم و بازخوردی داشته باشه وگرنه هرگز نمی نوشتمشون . از برادر بزرگوارم جناب (( هیچ )) استدعا میکنم برای یک بار هم که شده باز هم دیدگاه های ارزشمندشون رو مطرح کنند تا هم بهره مند بشیم و هم این امید در دل  بنده  ایجاد بشه که شاید این عزیز منو بخشیده باشن . انشاءالله            (( ساسان ))

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 12:35  توسط یکتا  |