بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به دوستان بزرگوارم
حال شما؟
انشاالله که ایام به کام است و بخت رام
واقعا شرمندم خیلی وقته فرصت نکردم یه دستی به سر و روی "گفتمان ما" بکشم شما هم که آخر انصافید هر چی من التماس میکنم دل هیچکدومتون رحم نمیاد،
مثل اینکه بنظرتون همچین بدم نیست در اینجا تخته بشه؟
حقم دارین تا حالا که بحثامون راه بجایی نبرده،همکاری و تبادل نظرتونم که جای بحث نداره... جز دو سه تا از دوستان بقیه نظراشون کپیه(سلام، عالیه، پیش منم بیا و....) که برای همه وبلاگا میفرستن فرقی هم نمیکنه طرف شعر بنویسه، غمنامه بنویسه، بحث کنه، دعوا کنه، بکشه، هیچی اصلا مهم نیست!!!
نمیدونم این چه رسمیه بین بچه های وبلاگ نویس رواج پیدا کرده همه دنبال زیاد شدن تعداد کامنتهان البته یه سری پیشرفته ترن شمارنده گذاشتن تو وبلاگشون براشون فرقی نمیکنه طرف نظر بده یا نه فقط بیاد و شمارنده یه تکونی بخوره و بله تعداد بازدید کننده های وبلاگشون زیاد بشه، اما کاش ما که دوست داریم بقیه مطالبمونو بخونن یه نگاهی هم به نوشته های بقیه مینداختیم تا لااقل وقتی شعر نوشته ننویسیم:"وای چه داستان قشنگی"، یا وقتی یه بحث سیاسی گذاشته بنویسیم:"شعر از خودته؟"
البته کسانی که اینطوری نظر میدن یعنی من نوشته تو رو نمیخونم، یعنی اصلا مهم نیست چی نوشتی، تو هم بیا وبلاگم نخوندی مهم نیست فقط این شمارنده رو یه تکونی بدی ممنون میشم!!! در ضمن اگه میخوای شمارنده وبت دوباره تکون بخوره برام کامنت بذار و ابراز وجود کن؛ کامنتتم مثل کامنت خودم رو هوا باشه البته هوا رو داشته باش یه چی ننویسی لو بره نخوندی(هرچند برام فرقی نداره اما پیش مردم ابرو داری کن) همینقدر که بدونم شمارنده از صدقه حضور شما .... یه سلامم کفایت میکنه....
میدونین من دیگه حالم از این نظرای رو هوایی بهم میخوره
یکی نیست بگه آخه عزیزمن شما که مطالب وبلاگ من بدردت نمیخوره و برات مهم نیست چی سرهم کنم و بذارم اینجا چرا الکی مینویسی "مطالب مثل همیشه عالیه و زبان از وصف زیبایی کلامت قاصره و...." و یا نهایتش یه چیزی مرتبط با عنوان پست مینویسی، میخوای تعداد کامنتهای وبلاگت زیاد شه کافیه رک و راست بگی من هم اطاعت امر میکنم و هروقت انلاین شدم یه 5-6 تا کامنت ترو تمیز و دشمن ذلیل کن برات میذارم قبلشم لینکت میکنم که نیاز نباشه خودتو اذیت کنی و من و وبلاگمو تحمل کنی و بیای و بری ....
آفرین
، چه هوشی!! چه ذکاوتی!! حقا که دوست خودمین
، بله درست حدس زدین بحث ایندفعه در مورد وبلاگ و وبلاگ نویسیه در واقع میخوام بدونم فلسفه وبلاگ نویسی چیه؟ حالا وبلاگ من 10 تا بازدید کننده داشته باشه یا 100 تا چه فرقی میکنه؟ چرا تعداد کامنتها اینقدر مهمه؟
یه چیزی هم بگم و ختم کلام:
من چون دوست دارم از بروزرسانی وبلاگها مطلع بشم و مطالب دوستانمو(خصوصا یه عده شونو) حتما بخونم به خیال خام گمان میکنم بقیه هم (بازم خصوصا اون یه عده) چنین حسی دارن و وقتی بروز میکنم همه جا جار میزنم، همینجا از دوستانی که مطالب "گفتمان ما" و "مسافر" بدردشون نمیخوره و فقط برای حفظ ارتباط (تعداد کامنت و شمارنده و هر چیزی تو این مایه ها و غیر این مایه ها) میان و کامنت میذارن خواهش میکنم رک و پوست کنده بگن تا دیگه نه اونا تو زحمت بیفتن نه بنده شرمنده بشم آخه وقتی کامنتهایی تو مایه های کامنتهای بالا رو میخونم حس میکنم وای منم شدم مثل یه عده
....
یه توضیح مختصر هم در مورد کامنت بدم:
نوشتم کامنت فکر نکنین غرب زده شدم و... آخه اون عده که گفتم نظر نمیدن که، فقط کامنت میذارن من هم دیدم بگم کامنت بهتر تره....
یه توضیحم در مورد بحث قبلی که خیلی به نتیجه رسید:
بحث قبل بخاطر همکاری صمیمانه شما پا در هوا و نصفه نیمه مونده من خودم سعی میکنم سر و تهشو هم بیارم ولی اصلا ازتون انتظار نداشتم راجع به مسائل اطرافتون اینقدر بی توجه باشین
البته شایدم نباشین و ما رو لایق ندونستین نظرتونو بگین، از دست بعضیا هم خیلی دلم پره
خودشونم نمیدونن کیان من هم لوشون نمیدم ولی دستشون درد نکنه اصلا ازشون انتظار اینهمه همکاری و تبادل اطلاعات نداشتم یادم باشه یه تشکر حسابی ازشون بکنم .
اما بعضی دوستان هم سنگ تموم گذاشتن و حسابی شرمنده فرمودن که واقعا ازشون ممنونم خصوصا دوستان عزیز و گرامی:
آقا رضا
، آقا مجتبی صدیقیان کاشی
، دختر مشرقی عزیز
و نازنین عزیز
البته آقا مهدی(م.ل.گ) هم قول دادن وقتی سرشون خلوت شد!؟!؟!؟(منظور کچلی نیست ها) حسابی شرمندمون کنن که امیدوارم تا دیر نشده(تا وقتی زندم) شاهد حضورشون باشم.
راستی عذرمیخوام سال نو شد و یه تبریک خشک و خالی هم نذاشتم با اینکه خیلی دیره ولی:
![]()
ســــــــال نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــو مبـــــــــــــــــــــــــــــــــارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ![]()
![]()
صد سال به این سالها، امیدوارم همونطور که سال نو شد فکرمونم نو بشه و یه تکونی بخودمون بدیم و انشاالله لحظه لحظه مون برای دین و کشور و جامعه و خانواده و خودمون مفید باشیم و به لطف خدا بتونیم از نعمات و فرصتهای بیشماری که در اختیار داریم کمال استفاده را ببریم.
امسالمون با حسین علیه السلام تحویل شد، با محمد صلی الله علیه وآله قرین شد, باشد که با مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تکمیل شود.(انشاالله)
از همتون التماس دعا دارم یه دعای مخصوص هم برای یکی از دوستان که گرفتاری براشون پیش اومده بکنین.
در پناه حضرت حق پایدار و برقرار باشید
حق نگهدارتان
دوست محترم سید محمود:
واه واه چه دله پری داری تو - بجون خودم تا آخرشو خوندم - در ضمن من وبلاگ مینویسم چون میخوام چیزایی رو که خودم ازشون خوشم میاد بقیه هم ببینند شاید خوششون بیاد و از این طریق یه نموره اطلاعات هم بینمون رد وبدل میشه که امید وارم مفید باشه - فعلا همین
دوست عزیزم نازنین:
فلسفه وبلاگ نویسی: زمان قدیم دفترچه خاطرات داشتیم. اما حالا پیشرفته شده است و روابط دختر و پسر ها هم در وبلاگ راحت تر و آزاد تر شده است.
به دیدقدیمی ها "وبلاگ نویسی = نامه نگاری" است و رابطه با نا محرم محسوب می شود. ((رابطه مجازی)) یک عده آقایون دنبال دختر بازی هستند و وبلاگشان را بر این اصل استوار کردند و به کامنت های آقایون جواب نمی دهند، جای تاسف دارد. بعضی دختر های شیطون هم دنبال دوست پسر هستند. متاسفم، البته گناهی هم ندارند چون قشر بیشتر استفاده کنندگان از اینترنت نوجوانان کم سن و سال هستند که در شور جوانی قرار دارند و با این فیلم های هندی که تماشا می کنند زندگی را خیلی رمانتیک می بینند. یکی از افرادی که در وبلاگ من می آمد هم یک زن اینترنتی پیدا کرد و مدتی چت کرد و ازدواج کرد و رفت.
عده ای شعر می گویند، عده ای از سیاست می نویسند، عده ای حرف دل می نویسند، عده ای درد جامعه رامی نویسند، عده ای طنز و عده ای هم عکس و نوشته های مبتذل و غیر اخلاقی می نویسند. وبلاگ شما هم عرفانی و زیباست. وبلاگ من هم چون زیادی صادقم احساس می کنم کمی مرموز باشم بهتر است. باید احتیاط کرد.
نظرات: به نظر من آدم تعداد کامنت کم داشته باشد اما افراد خوب و متشخص را گلچین کند خیلی بهتر است .
وبلاگ = تبادل افکار = هم فکری = بدست آوردن راه حل صحیح
امیدوارم وبلاگ ما جذب کننده باشد و راهی باشد برای بالا بردن فرهنگ جامعه اسلامی عزیزمان.
دوست محترم رضا:
آدما احساس دارن و برای اون خیلی ارزش قائلند و دوست دارن اونو به دیگران منتقل کنن چه بسا که اون طرف مقابل جنس مخالف باشه . از اونجایی هم که وبلاگ دیگه پیشرفته ترین راهه و در عین حال بهترین روش هم هست چونکه هم مجانیه و اینکه به اندازه ی کافی هم دختر پسر تو نت هست که بیاند تو وبلاگ خوب اینا باعث میشه آدم تصمیم بگیره وبلاگ نویس بشه . حالا موضوعش دیگه با خودشونه به هر حال یه وبلاگ میتونه خیلی پرارزش باشه و بر عکس میتونه بدترین شرایط رو داشته باشه.
دوست بزرگوار سید مهران:
معادله زیبایی در مورد اهداف وبلاگ نوشتید تبادل افکار، هم فکری، بدست اوردن راه حل صحیح بسیار به بجا. ولی یکی از موارد مهم در وبلاگ نویسی به نظر حقیر اینه که وبلاگ نویس خودشو پیدا کرده باشه و در این پیدا کردن عقل دستور میده و دل اجرا میکنه و مجددا عقل اونو حلاجی میکنه که ثمره اش مطالب مفید و ارزنده خواهد بود و در غیر اینصورت بی محتوا خواهد بود. البته قصد بی ادبی به هیچ بزرگواری را ندارم و همه برام محترم و عزیز هستند .و من میگم که:
وبلاگ= صداقت در گفتار= نمود انچه بودن است= بدست اوردن دل
امیدوارم همه در این امر که ارتباطی خوب و مفید است موفق باشند و منهم از تجربیات عزیزان استفاده کنم.
دوست محترم فقیرترین:
واقعا حق با شماست.به آدم بر میخوره یه مطلبی رو که براش زحمت کشیده یه عده بیان وهمینطور بی تفاوت از کنارش بگذرند.یا نهایتا بگن وبلاگ خوبی بود و یا مطلبت قشنگ بود..!!حق با شماست ایشالا با احترام بیشتر به هم دیگه این مشکل حل بشه.
البته فکر میکنم نویسنده وبلاگ محبت(خانم نازنین)یه مقدار تند رفتند!چون ما هر چی فکر کردیم و گشتیم دیدیم تو هیچ کدوم از دسته بندیهائی که ایشون کردند نیستیم!!(متاسفانه یا خوشبختانه!!)شاید فقط همون هدفی رو دنبال کنیم که هم شما و هم ایشون به اون اشاره کردند(البته ایشون در آخر مطالبشون و بعد از تقسیم بندی جالبشون!)یعنی:
تبادل افکار =کمک برای هر روز بهتر شدن
دوست عزیزم دختر مشرقی:
هدف من از وبلاگ نویسی: ارتباط با دوستان وبحث در مورد مسائل اجتماعی بدون تعصب و بیان عقیده وبالا بردن اطلاعات در مورد اون موضوع و مسائل جانبی اون موضوع ودونستن عقاید دیگران واینکه ممکن من خودم در مورد موضوعی اشتباه فکر کنم ولی با نتیجه گیری واطلاعات دیگران پی به اشتباه خودم ببرم و از گذاشتن کامنت هم قصدم اینه که نظر خودمو بیان کنم.
دوست بزرگوار مجتبی صدیقیان کاشی:
در این امر فکر کنم نظر ندهم بهتر باشه.چون خیلی حرف داشتم ، سعی کردم کتمان کنم ، ببخشید.ممنونم از لطفتون ، من که کاری نکردم. به قول خودتون جزو همونایی هستم که فقط میام و هیچ فایده ای واسه وبلاگ ندارم.اما مطمئن باشید هنگامی که وقتش رو داشته باشم ، مطالب گفتمان ما رو هم دنبال میکنم ، در ضمن شما نگفته بودین که آپ شده.بسیاری از وبلاگها هم هستند که نه تنها ارزش خواندن ندارند بلکه کامنت گذاشتن هم برای انسان نوعی اجبار میشه ( کما اینکه برای وبلاگهایی که با آنها پیوند دارم همینطور میشه) از همه قشری ، با موضوعات مختلف .خواه قصه هزار و یک شب باشد خواه لیلی و مجنون و...
برای همین همیشه سعی می کردم دنبال وبلاگهای محبوبی باشم که با روحیاتم سازگار است ، اما بالاجبار تبادل لینک با بسیاری رو هم باید پذیرفت.متاسفانه خیلی کم دیدم کسانی رو که انتقاد کنند ، واقعا" این حرفتون که گفتین :زبان قاصر هست و شعر رو خودت گفتی و از این حرفها...اکثرا" ظاهری و جهت رفع تکلیف صورت می گیرد.ممنون ، بالاخره جو گرفتم.
دوست محترم سید احمد:
فلسفه وبلاگ نویسی چیه؟
به نطر من وبلاگ نویسی یه چیزی بین سایت و دفتر چه خاطرات نه خیلی شخصیه مثل دفتر چه خاطرات و نه اونقدر تخصصی مثل سایت . فلسفه اونم به نطر من در همینه . کسایی که اومدند و وبلاگ راه انداختند میخواند چیزهایی که دوست دارند را به بقیه معرفی کنند . حالا میتونه بحث ورزشی و از این چیزا باشه یا نامه های عاشقانه و یا مطالب مذهبی . هر کس به نظر خودش هر چیزی دوست داشته باشه را ارائه میده تا باز دیدکننده هاش هم ببینند و مثل نویسنده ازش لذت ببرند . البته متاسفانه یه مقداری از مسیر خودش به نظر من داره در جاهایی منحرف میشه چرا ؟ دلیلش اینه که داره این فلسفه زیر سوال میره و یواش یواش یه جورایی آمار محور میشه . یا همون چیزی که خود شما گفتی . تعداد کامنتها بالا بره یا شماره انداز (کانتر) مدام تغیر عدد بده . به هر حال دوست من چیزیه که هست و من و شما هم نمیتونیم همه را تغییر بدیم . راهش اینه که با گذاشتن این جور بحثها یه تلنگری به دوستان خودمون بزنیم که بابا کجایی ؟ هواست کجاست؟ برای چی داری وبلاگ مینویسی و از این صحبتها . به هر حال از اینکه دیدم چنین بحثی اینجا هست خیلی خوشحال شدم. البته من به صورت مختصر با چند روز تاخیر توی وبلاگم در مورد این موضوع بحث کردم ولی اینجا خیلی کاملتر بود.
از همه شما عزیزان بینهایت سپاسگزارم و عذرمیخوام اگر نوشته های تندم باعث رنجش خاطرتان شد.
ببینید نوشته هام در مورد شمارنده به این معنا نیست که از دید من شمارنده فقط به این منظور بکار برده میشه اتفاقا استفاده از شمارنده خیلی مفیده مثلا من امروز داشتم آمار وبلاگو چک میکردم دیدم وبلاگ بعد از مدتها بازدید کننده داره و بعد از شاخ درآوردن از شدت تعجب اومدم و نظرات رو خوندم و درج کردم همینطور نوشته هام در مورد کامنت به معنی مخالف بودن من با اصل کامنت گذاشتن نیست اتفاقا خیلی خوبه دوستانی که ایدی منو ندارن از طریق کامنت بروز شدن وبلاگشونو اطلاع میدن اما مثل اینکه به بعضیا خیلی برخورده دیگه اصلا کامنت نمیذارن هیچ، خبرمم نمیکنن برم وبلاگشون. خیلی تعجب کردم وقتی تعداد بازدید کننده های امروز مسافر (تا ساعت 5) 19 نفر بود ولی هیچکس نظری در مورد پست جدید نداشت.
میخواستم یه نتیجه گیری کلی در مورد فلسفه وبلاگ نویسی و علت مهم شدن آمار وبلاگ و تعداد کامنتها بنویسم و راه حلهایی که گفتین رو بررسی کنم اما دیدم هرکس نظرات درج شده رو بخونه نتیجه ای که باید میگیره...
برای پست بعد چیزی به ذهنم نمیرسه شمایی که لطف کردین و تا حالا همراه مون بودین و با نظراتتون کمکمون کردین یه لطف دیگم بکنین و نظرتونو در مورد دو پست قبل یعنی "جوان، مد، تیپ" بنویسین و راه حلهایی که به ذهنتون میرسه بیان کنید، گمانم این موضوع الان بیش از هرچیز اهمیت داشته باشه، دوستانی هم که نظری در مورد این پست دارن بذارن من در ادامه نظرات درج میکنم.