واژه شناسی:
کنکور واژه ایست! مرکب :
کن(بن مضارع کرد)+کور= کنکور
"کن" را میتوان فعل التزامی اول شخص مخاطب با حذف "ب" ابتدا نیز در نظر گرفت که در اینصورت درک عمق واژه(فاجعه) آسانتر است.
"کور" نیز واژه ایست آشنا که به نابینا نیز گویند.
میدانیم که معمولا فعل و واژه در کنار هم تشکیل جمله میدهند(به طور مثال جمله "نظر بدهید" جمله ایست امری که در آن نهاد شما دوست عزیز هستید(لطفا) و گزاره از دو قسمت کلمه نظر و فعل بدهید تشکیل شده)،(پس کن کور برخلاف تصور عموم واژه نیست(ر.ش.س1)) در جمله امری "کن کور" نهاد مستتر بوده(اگر آشکار بود که...) و گزاره از دو قسمت فعل "کن" و کلمه "کور" تشکیل شده که عزیزان محترم دست اندرکارجهت سهولت در بیان، فعل را به ابتدای جمله منتقل کرده اند و نیزجهت سهولت در نوشتن این دو قسمت را بهم چسبانده اند.
لازم بذکر است که در وصف "کن کور" آمده است: غول بی شاخ و دم!!!،سد ورود به دانش گاه، غربال!!!، پولآور بعضیا و...
کاربرد:
هنگامی که عده ای از طلاب(جویندگان دانش(خ.ش.مدرک)!!!!) قصد ورود به مراکز آموزش عالی میکنند عده ای از ...(همان نهاد مستتر که اگر آشکار بود...)بار مسئولیت این امر خطیر(کور کردن) را جهت جداکردن و به اصطلاح غربال طلاب با دانشتر یا با $تر از سایر طلاب بدوش میکشند.
عملکرد:
1- عده ای ازعزیزان پیش از موعد مقرر(روز کنکور) در اثر مطالعه!! بسیار، استرس و اضطراب و از این دست کور شده باری از دوش مسئولین امر برمیدارند.
2- جمع کثیری! از عزیزان نیز پس از روز مقرر(اعلام نتایج) در اثر وفور اشک و آه و گاه محبت!!! والدین چشم بر زیبایی دنیا میبندند.
3- عده قلیلی ازطلاب گرام نیز که از این سد بزرگ بگذرند واز رزم با غول کنکورفاتح بازگردند و چشم سالم بدر ببرند، وارد مراکز آموزش عالی!!!!! شده به تحصیل علم!!!!! میپردازند.
اما آنچه ما را به تفکر و در نتیجه طرح این موضوع واداشت ابتدا پیشنهاد دوست عزیز م.ل.گ و سپس کمبود مکانهای آموزش خط بریل(جهت دانش طلبان گروه یک و دو) بود. از اینرو و آنرو از شما عزیزان میطلبیم چنانچه راهکاری جهت مقابله با این غول بی شاخ ودم در ذهن مبارک دارید بیان بفرمایید.
دوست محترم علی کوچیکه:
من همیشه میگم ملت خودشونو می کشن قبول شن تو کنکور برن دانشگاه.
بعد از دانشگاه دخترا می رن : زایشگاه
پسرا : بازداشتگاه !!
- ممنونم،بله متاسفانه این کنکور شده همکار حضرت عزرائیل. درسته که جو حاکم بردانشگاه ها(در پست های بعدی با کمک شما بررسی خواهد شد) زیاد خوب نیست و.... اما همه اینطور نیستند پس بکار بردن "اکثر" در جملات پایانی لازم است.
دوست عزیز مرد قبیله:
مرگ اشارتي ست بر حياتي ديگر
رهايي از چهار ديوار جسم
وپرواز در بيكران ابديت
رهايي از محدويت ماده
وانحلال در اصالت روح
آري مرگ را زايشي دگر است
اشارتي به جاودانگي روح
- متشکرم قطعه زیبایی است. هرچند ظاهرا ارتباطی با بحث ما ندارد اما اونقدر زیبا بود که حیفم آمد در قفس بخش نظرات محبوس بماند(ن.س).ضمن اینکه دانش طلبان بازمانده(پ.ک) که درحال خودکشی برای پشت سرگذاشتن کن کور هستن بدانند این کنکور همچین هم که تصور میکنن وحشتناک نیست و دانشگاه هم همچین تحفه نیست.همه که قرار نیست ازپلکان دانشگاه برن بالا، بگردین؛ دوروبرتون(زیاد دور نرین) یه بالابری، آسانسوری، چیزی هست که خدا گذاشتش برای شما، فقط و فقط برای شما و این آزمون رو زیاد جدی نگیرین، خودتونو برای آزمون نهایی آماده کنین.(برای ما هم دعا کنین).
دوست خوبم الی(بی بی گل):
در مورد کنکور نظر خاصی ندارم.ولی مطالبت جالب بود تا به حال نمیدونستم اینقدر این کلمه کنکور به نظر همه وحشتناکه که همه دمش که میرسه اضطراب و دلهره دارن من خودم یادمه همیشه با خیال اسوده میرفتم و خیلی خونسرد برمیگشتم به همین خاطر هم دانشگاه نرفتم.البته نا گفته نماند که سال اول قبول شدم ولی بنا به دلایلی نرفتم.
- متشکرم، تازه کجاشو دیدین اینایی که من گفتم قطره ای از دریا هم نیست(شاید اتم قطره باشن تازه شاید) در برخی مواقع و بعضی موارد طرف از فرط دلهره و اضطراب به دیدار عزرائیل هم نائل میشه.البته من خودم چنین تجاربی نداشتم(الحمدلله) اما در اطرافیانم دیدم….
این جمله آخریتون بدجور حرص پشت کنکوریها رو درمیاره...
دوست مهربانم مونس:
چون دیگه نمی خوام حتی راجع به کنکور فکر کنم اصلا نمی تونم نظری بدم.
- ممنونم، یعنی اینقدر وحشتناک و غیرقابل تحمل بود؟
دوست نازنینم نازنین(زندگی):
کنکور اشتباه است و فقط جوانها را سرگرم کردند.نهایت رشته ای قبول می شوند که علاقه ای هم ندارند و یا به یک شهرستان تبعید می شوند و به سختی باید با کمترین امکانات درس بخوانند .هر کس در کلاسهای کنکور بیشتری شرکت کند و پول بیشتری در این راه خرج کند امکان قبولی اش بیشتر است.
جوانهای ما را اذیت می کنند.کاش روزی کنکور را بر می داشتند و هرکس بنا به علاقه خود ادامه تحصیل می داد.راه حلی ندارم .ضعف های جامعه ماست .پول و سرمایه باشه مسئله حل است .قبول شدن در کنکور در رشته ی خوب و در محل اقامت شخص یک آرزو است .و متاسفانه بعضی ها باید به شهری دیگر و یا روستایی دورافتاده تبعید شوند.بهترین لحظات زندگی را دور از خانواده بگذرانند.
من با کنکور مخالفم.
- سپاسگزارم، موافقم کنکور بجای اینکه الک باشه آبمیوه(توان آدم)گیریه و متاسفانه دانش آموزان تمام توانشان را صرف یافتن راه ورود به دانشگاه میکنند و بعد از ورود نیرویی برای ادامه نمی ماند البته همه اونایی که به کلاس کنکور متوسل میشن موفق نیستن و خیلی هستن که تمام عمرشون رنگ کلاس کنکور و تست رو ندیدن ولی کنکور قبول میشن اما درسته با وجود پول و سرمایه مشکلات حل میشه چون با تاسیس دانشگاههای جدید ظرفیت پذیرش افزایش پیدا میکنه و در نتیجه نیازی به کور کردن نیست.قبول شدن در رشته مورد علاقه و شهر محل اقامت آرزوست اما نه محال(البته هستن کسانی که دوست دارن شهری غیر از شهر خودشون قبول بشن) من هم مخالفم و گمان میکنم همه مخالف باشن حتی بانیان امر.
دوست بزرگوار سید محمود:
کنکور- کنکور یعنی سه سال انتظار یعنی............
- دوست عزیز امیدوارم این انتظار سه ساله امسال به پایانی خوش و شیرین برسه. عید غدیر هم که عیدی ندادین انشاالله بعد قبولی تون دوتا شیرینی مهمونیم....
دست همه درد نکنه اما من راه حلی ندیدم.
لطفا راه حل.....
برای از میان برداشتن کنکور چه راهی به ذهنتون میرسه یا بهتر بگم یک جایگزین مناسب برای کنکور پیشنهاد بدین.(لطفا)
بازم ممنون از همه، هرچند تار صوتی برامون نموند بس داد زدیم آقا خانوم لطفا راه حل، راهکار، راه پله هیچی که هیچی خبری نشد که نشد
1- برش دارین، بذارین همه طعم خوش غذاهای سلف رو بچشن
2- معدل دوره متوسطه رو هم در نتایج تاثیر بدین(به به چه بخور بخوری
3- معدل نهایی رو تاثیر بدین که بدترین راه ممکنه و قراره از این به بعد اعمال بشه خب اون دانش آموز بخت برگشته ای که شب امتحان مریض میشه یا مهمون میاد خونشون و مثل بعضیا صدتا اتاق ندارن و باید بشینه ور دل مهمونا و خون دل بخوره یا بلد نیست چطور مراقب رو... یا لااقل دو خط تقلبی، کنار دستی ای چیزی بهتره پشت دروازه دانشگاه بمونه...
(بماند که دو سوم عزیزانی که نام دانشجو برخود نهادند بعد از فارغ التحصیلی چیزی بارشون نیست و نه دهمشون بیکار میمونن و اون یک دهم هم احتمالا یا خیلی اخر شانسن یا بهرحال بابایی، عمویی، دایی ،اصل "پ" و...)(آمارعلمی نیست)...
علی ایها الحال مشکل ایران و ایرانی نه کنکوره و نه دانشگاه و نه بیکاری... مشکل من و شما خودمونیم وقتی هیچکس حاضر نیست کمی از موضع خودش برای منافع جمعی و میهنی عقب نشینی کنه، وقتی همه دنبال فرصتن تا بقیه رو پشت سر بذارن و براشون مهم نیست که حق و حقیقت لگد مال بشه، وقتی خودمونم تا بتونیم از اصل "پ" استفاده میکنیم، چطور انتظار داریم دیگران اینکارو نکنن؟ مگه نه اینکه مسئولان ما از خود ما هستن؟ مگه نه اینکه همین بچه های امروز مدیران و مسئولان فردان؟...پیشنیاز پیشرفت این مملکت خودسازیه، هروقت تونستین برای رعایت حق و حقیقت از خودتون و امکاناتیون چشم پوشی کنین، هروقت تونستین برای اجرای عدالت خودتونو تحویل قانون بدین اونوقت میشه به آینده امیدوار بود و باید نشست و برنامه ریزی کرد و....
موافقین؟
راستی عیدی که گذشت مبارکتون باشه موضوع پست بعدی رو اگه تا آخر هفته نگین(چشم آب نمیخوره بگین
عاجزانه التماس دعا داریم.
دوست محترم رضا:
سلام راستیتش اولین باره که میام و اینجا رو زیارت میکنم به نظرم جالب اومد گفتم منم یه چیز بگم اینکه منم امسال کنکور میدم ولی اصلا راجب حواشی کنکور فکر نمی کنم . اینکه من بیام خودمو مشغول این چیزا کنم که چرا کنکور باید اینطور باشه و انتقاد کنم به هیچ جا نمیرسم و اصلا تاثیری نداره این چیزا . بهتره آدما به اصل مطلب توجه کنن و اگه کنکور خیلی بی ربطه بالاخره این برای همه هست و باید از کنکور عبور کنیم حالا بگو واقعا یه سد باشه باز میشه ازش گذشت مهم تلاشه خودمونه که من این تلاشو خیلی مقدس میدونم . راجب عشق هم این نظر شخصیه منه که اصل عشق فقط نسبت به خداست که خیلی والاست و همون فنا شدن در راه خداست که همونطور که میدونید ما عاشقان زیادی داریم بله همون شهدا . و این چیزی که ما بهش عشق میگیم اگه پاک باشه باز ارزش بالایی داره و عشق زمینی راهی برای رسیدن به عشق حقیقی است . عشق مادر و فرزند هم از اون دسته عشقهاست. و راجب دختر و پسر من خودم این نوع عشق رو صرفا بعد از ازدواج قبول دارم و خیلی از عشق هایی رو که شاهد اونا هستیم رو فقط یک جرقه میبینم که زودی خاموش میشه همین. موفق باشید . یا علی
- دوست محترم ممنونم از حضورتون و نظرات ارزشمندی که برامون به یادگار گذاشتین.اول از همه امیدوارم بازم بیاین این طرفا، خوشحال میشیم.دوم اینکه کاش یه آدرسی میذاشتین جهت سپاسگزاری و تداوم ارتباط و سوم هم پاسخ من به نظرتون:
بله خب مهم تلاشه.یعنی اصل زندگی بشر هم بر مبنای همین تلاشه، اما دولتمردان ما و کلا همه افراد جامعه باید سعی کنن تا با برنامه ریزی دقیق به این تلاش جهت بدن اینکه یه دانش آموز برای ورود به دانشگاه تمام انرژی شو بذاره و بعد از قبولی توانی برای ادامه نداشته باشه خودش یه ضعفه بزرگه.بماند که دانشگاههای ما متاسفانه از لحاظ سطح علمی خیلی پایینن و دانشجو جدی جدی باید دانشجو باشه تا وقتی درسش تموم میشه چیزی به دانسته هاش اضافه شده باشه البته بازم همون تلاش اگه باشه این امر محقق میشه، اما با برنامه ریزی صحیح میشه کاری کرد که جوون ایرانی هوش و استعدادشو در راه خدمت به مملکتش بکار بگیره نه اینکه اون یه عده ای هم که همتشون بیشتره بارشونو ببندن و برن یه کشور دیگه چرا چون سیستم آموزشیمون متاسفانه خیلی داغونه و از دانش پژوهان حمایتی نمیشه.
اما در مورد عشق که باید جوابتونو تو پست عشق بذارم اما مشکلی پیش اومده که نمیشه ادامه مطلب رو بذارم برا همین اینجا مینویسم:
با نظرتون موافقم خیلی خیلی خیلی.
امیدوارم در همه امتحانات زندگی خداوند یارتون باشه و موفق و پیروز باشین.